نزد فرناندو كس فرستاد و او را سخت بيم داد . فرناندو فرصت مغتنم شمرد و در سال 1501 همان سفيرانى را كه از آن ياد كرديم به دربار مصر فرستاد . اين سفارت به رياست پيتر و مارتيرى كشيش نويسنده و مورخ بود . مارتيرى سفارت خود را با مهارت و فرزانگى تمام به پايان آورد و توانست سلطان را قانع كند كه مسلمانان غرناطه در عين رفاه و آزادى زندگى مىكنند و هيچ مشكلى ندارند . « 22 »
بدينگونه مسلمانان به كلى نوميد شدند . در اين اوان شورشى در دامنههاى كوهستان وليالونگا و سييرا و رمليا ( كوههاى سرخ ) در حوالى رنده شكل گرفت .
جماعاتى از بطون قبايل مغرب توانستند در درهها و گردنههاى كوه كمين كنند و عمال حكومت و سپاهيان او را بكشند . فرناندو لشكرى به سردارى جنگجوى شهير آلونسودا گيلاردوك قرطبه به آن كوهستانها گسيل داشت . در آنجا ميان مسيحيان و مسلمانان نبردى سخت درگرفت . مسيحيان منهزم شدند و جمعى از بزرگان به قتل رسيدند و از جمله كشتگان سردار سپاه آلونسو بود . اين واقعه در ماه مارس سال 1501 اتفاق افتاد .
اين شكست در دربار اسپانيا اثرى عميق نهاد . فرناندو به غرناطه شتافت و اينبار راه مدارا در پيش گرفت و اعلان كرد كه اگر شورشيان در ظرف سه ماه مسيحى شوند يا خود از اسپانيا بيرون روند و املاك خود را براى دولت بگذارند ، مورد عفو واقع خواهند شد . بيشتر مسلمانان مهاجرت به افريقيه را برگزيدند و بسيارى از ايشان به فاس و وهران و بجايه و تونس و طرابلس و ديگر جايها رفتند . حكومت اسپانيا كه از مهاجرت مسلمانان خوشدل بود برايشان چند كشتى هم آماده ساخت « 23 » . بسيارى از ايشان هم در بلاد خود ، خاضع و تسليم باقى ماندند . دپدراثا كه مورخى است از كشيشان كليسا و در همان اوان مىزيسته ، آنان را چنين توصيف كرده است : « مردمى هستند داراى
هامش
( 22 ) .. 782 . P , dibi ttocserP 63 . P , socsiroM ehT : aeL . rD( 23 ) .. 764 . P : dibi , ttocserP