آزاد ساخت . سعد در المريه اقامت گزيد و متعرض فرزند نشد ولى پس از اندكى در اواخر آن سال بمرد و ابو الحسن در پادشاهى بدون رقيب ماند .
پس از آن باز هم بر سر تخت سلطنت منازعاتى ميان ابو الحسن و برادرش ابو الحجاج يوسف درگرفت و اين نزاع جز به مرگ يوسف پايان نگرفت . يوسف ديرى نپاييد .
جهانگرد مصرى مىگويد كه سلطان ابو الحسن را در الحمراى غرناطه در اواخر جمادى الاول سال 870 ه / ژانويهء سال 1466 م ديده است . « 40 »
اين بود خلاصهاى از آنچه اين جهانگرد مصرى براى ما نقل كرده و گوشهاى از حوادث غرناطه را در اين برهه از حياتش روشن ساخته است .
* * * در اين هنگام سلطان محمد فاتح پادشاه ترك عثمانى بر قسطنطنيه پيروز شد ( سال 1453 م ) و آن كاخ مستحكم و رفيع كه اروپاى مسيحى را در برابر مسلمانان از جانب شرقى حمايت مىكرد فروريخت . طوفان فتح عثمانى جنوب شرقى اروپا را بگرفت و در راه خود هر مقاومتى را از ميان برداشت . اروپاى مسيحى در برابر اين خطر جديد خود را مورد تهديد ديد . ازاينرو بار ديگر گرايشهاى صليبى اوج گرفت . اين صدا در اسپانياى مسيحى نيز پيچيد . در آنجا مملكت غرناطه با وجود ضعف و خردىاش نمايانگر صولت قديم دولت اسلام در اسپانيا بود . بنابراين براى مسيحيان به منزلهء هستهء خطر به شمار مىآمد پس بايد اين ماده به كلى قطع گردد كه روزى منشاء خطر بزرگى نگردد .
آرى غرناطه براى اسپانياى مسيحى يك دشمن خطرناك داخلى بود . حقيقت اين است كه زندگى اين مملكت اسلامى كوچك بيش از آنچه اسپانياى مسيحى حساب مىكرد به طول انجاميد و پنجاه سال ديگر توانست به حيات خود ادامه دهد تا اسپانياى مسيحى به صورت يك مملكت متحد نيرومند درآيد . چون اسپانياى مسيحى از جنگهاى داخلى
هامش
( 40 ) . علامه خاورشناسadiv alled . G، آنچه را در كتاب عبد الباسط از اخبار اندلس آمده است در مقالهاى تحت عنوان. onaizige orettaigaiv nu id idrocer ein 66 - 3641 len atanarG ed ongeR lIدر مجلهءII - csaF - 3391 - I . loV suladnA lAآورده است .