براى فرمانرواى مغرب سلطان ابو الحسن نوشته است « 20 » .
محاصرهء جبل طارق و مردن پادشاه قشتاله در پاى باروهاى آن انعكاسى عميق در مغرب و در انحاء عالم اسلامى داشت . ابن بطوطه طنجى نيز شرح ماجرا را در سفرنامهء خود به تفصيل آورده است « 21 » .
از توصيفات ابن بطوطه برمىآيد كه اندلس با وجود حملات مسيحيان و كشتار و تاراج در آن سرزمين همچنان سرزمينى آبادان بوده است و پرنعمت و مردم فعال و هوشيار داشته و در صنايع ممتاز بوده است و جمع كثيرى از علما و فقها و كاتبان و شاعران در آنجا مىزيستهاند . آرى وقتى در اين زمان مردى شاعر و نويسنده چون ابن الخطيب بزرگترين شعراى اندلس در آن سرزمين مىزيسته سخن ابن بطوطه مبالغه نمىنمايد .
ابو الحجاج يوسف چند سال ديگر بر غرناطه فرمان راند . اين سالها همه صلح و ايمنى بود . در سال 755 ه / 1354 م به هنگام نماز در مسجد اعظم در روز عيد فطر به دست مردى كه هرگز از سبب ارتكاب عملش چيزى بر زبان نياورد كشته شد « 22 » . قاتل را كشتند و آتش زدند . ابو الحجاج به هنگام مرگ سى و هفت سال داشت . ابن الخطيب شرح ماجرا را كه خود شاهد آن بوده است در نامهاى براى سلطان ابو عنان فرستاده است « 23 » .
سلطان شهيد را در مقبرهء الحمراء در كنار پدرانش به خاك سپردند و مردم در مرگ او سخت گريستند .
ابو الحجاج يوسف از بزرگترين ملوك غرناطه بود . علاوه بر جنگاورى و سلحشورى اديب و عالم بود و به عمران و آبادانى بسى مشتاق . او بود كه برج اعظم قصر الحمراء را
هامش
( 20 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 570 ، 571 .
( 21 ) . رحلة ابن بطوطه ( مصر ) ج 2 ص 183 و 188 . ترجمهء فارسى به قلم محمد على موحد ( شركت نشر كتاب ) ج 2 / ص 777 / م .
( 22 ) . ابن الخطيب : اللمحة البدريه ص 97 .
( 23 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 565 .