و عبور از آب و آمدن به شبه جزيره اين است كه شهر مرزى جزيرة الخضراء را به او دهند تا به عنوان پايگاه از آن استفاده كند . المعتمد بن عباد علىرغم مخالفت پسرش الرشيد ، جزيرة الخضراء را به او واگذاشت . حاكم جزيره در اين روزها پسرش يزيد ملقب به الراضى بود . المعتمد فرمان داد شهر را خالى كند تا سپاهيان امير المسلمين در آنجا فرود آيند . « 28 »
در اين اثنا زعيم مرابطون يوسف بن تاشفين سپاه بسيج كرد و با آلت و عدت گروهگروه به شمال گسيل داشت . چون لشكر آماده شد افواجى از سواران را به سردارى داود بن عايشه به اندلس فرستاد . داود بن عايشه از آب بگذشت و برحسب تعهد جزيرة - الخضراء را بگرفت . در ماه ربيع الاخر سال 479 ه / اوت 1086 م سپاه مرابطون به فرماندهى سردار دلير پير خود از سبته رهسپار جزيرة الخضراء شد . چون كشتيها به وسط تنگهء جبل طارق رسيد و كشتى يوسف بن تاشفين پيشاپيش به حركت درآمد دريا در خروش بود و او دستها به آسمان برداشت و گفت : « بارخدايا ، اگر مىدانى كه گذشتن من از اين دريا به خير و صلاح مسلمانان است گذشتن مرا آسان ساز و اگر به خير و صلاح ايشان نيست مانعى در راه من پديد آور كه از راه بمانم » . گويند كه در اثر اين دعا دريا آرام شد و باد خوش وزيدن گرفت و كشتيها برفتند تا در ساحل ديگر پهلو گرفتند .
مرابطون سپس در جزيرة الخصراء فرود آمدند و به ساختن استحكامات پرداختند و راهها اصلاح كردند .
و ما آنگاه كه از نبرد زلاقه سخن مىگوييم باقى اين حوادث را بيان خواهيم كرد . « 29 »
هامش
( 28 ) . الحلل الموشيه ، ص 32 و 33 . دوزى :981 881 . p , II . V , muradidabbA . tsiHابن الخطيب :
اعمال الاعلام ، ص 159 .
( 29 ) . رجوع كنيد به ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 93 .