قد زرت قبرك عن طوع باغمات * رأيت ذلك من اولى المهمات
و لم ازورك يا اندى الملوك يدا * و يا ضياء الليالى المدلهمات
اناف قبرك فى هضب يميزه * فتنتحيه حفيات التحيات
كرمت حيا و ميتا و اشتهرت علا * فانت سلطان احياء و اموات
مارئ مثلك فى ماض و معتقدى * ان لا يرى الدهر فى حال و لاآت « 22 »
همچنين المقرى مورخ اندلسى در سال 1010 ه / 1602 م قبر المعتمد بن عباد را در اغمات زيارت كرده است . او نيز چون ابن الخطيب قبر او را بر فراز تپهاى ديده گرد فراموشى بر آن نشسته . المقرى نيز در عين اندوه و خشوع در برابر آن ايستاده است . « 23 »
من نيز در پاييز سال 1956 كه در مراكش بودم فرصتى به دست آوردم و از اغمات ديدن كردم . اغمات كه به سبب وجود گور المعتمد و زنش در آنجا شهرت تاريخى يافته ، امروز قريهاى است در نزديكى مراكش بر سر تپهاى از جبال برفپوش اطلس ، همه درختان زيتون و انجير برى . شمارهء ساكنانش حدود سه هزار نفر است . قبر المعتمد در كنار قريه ميان خرابههاست و ديوارى كوتاه گرد آن را گرفته است . در آنجا دو گنبدگونه است . در درون يكى قبر المعتمد است و در درون ديگرى قبر اعتماد الرميكيه .
هردو ويران شدهاند و در زير كومهاى از سنگهاى كوچك پنهان مانده . بر آنها بوتههاى خار روييده است . من نيز چون ابن الخطيب و المقرى غمگين شدم . . .
هامش
( 22 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 164 و 165 .
( 23 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ، ج 2 / ص 458 و 459 .