اندكى برآمده بود و آوازى نرم داشت . « 20 »
يوسف بن تاشفين فرمانرواى بزرگترين امپراتورى اسلامى در غرب جهان اسلامى بود . او علاوه بر ايجاد امپراتورى بزرگ مغرب كه از تونس تا اقيانوس اطلس از يك سو و از درياى مديترانه تا بلاد سياهان گسترده بود ، پس از پيروزى در نبرد زلاقه بر سپاه اسپانياى مسيحى - كه از آن سخن خواهيم گفت - توانست ملوك الطوايف اندلس را براندازد و دولت مرابطون را بر سراسر اسپانياى مسلمان نيز بسط دهد .
بدينگونه امپراتورى او درياى مديترانه را درنورديد و از سرقسطه در شمال شرقى اسپانيا تا شنترين و اشبونه در قلب پرتغال را زير فرمان گرفت .
يوسف بن تاشفين را در آغاز كارش امير خطاب مىكردند . چون مغرب را گشود و حدود مملكتش بسط يافت بعضى از شيوخ مرابطون خواستند او را عنوان خلافت دهند . يوسف سربرتافت و به همينكه او را امير المسلمين و ناصر الدين بخوانند اكتفا كرد . آنگاه در سال 466 ه فرمانى صادر كرد كه همه او را امير المسلمين بخوانند . « 21 » در اواخر ايام حكومتش فقها نصيحتش كردند كه نزد خليفه كس فرستد و از او منشور فرمانروايى ستاند تا اطاعت او بر مردم واجب باشد . يوسف نزد خليفه المستظهر باللّه عباسى به بغداد كس فرستاد با هداياى جليل و نامهاى حاكى از فتوحات و پيروزيهاى خود و از او منشور امارت خواست . خليفه براى او منشور امارت فرستاد با خلعتها و تشريفها . « 22 » از دلايل اين مدعا سكههاى اوست كه به نام خليفهء عباسى زده شده است . « 23 »
4
اكنون به مرحلهء ديگرى از زندگانى يوسف بن تاشفين مىپردازيم و آن مرحلهء دخالت او در شبه جزيرهء اسپانياست . اين مرحله با انگيزهء جهاد در راه خدا آغاز شد ،
هامش
( 20 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 87 و 88 . الحلل الموشيه ، ص 12 .
( 21 ) . الحلل الموشيه ، ص 16 و 17 . در اين صفحات نص منشور آمده است .
( 22 ) . ابن الاثير : الكامل ، ج 10 / ص 145 .
( 23 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 88 . ابن خلدون : العبر ، ج 6 / ص 188 .