همواره كشتيهايش را براى حمله به سواحل ممالك مسيحى چون قطلونيه و پرووانس مىفرستاد . « 26 » چون مجاهد درگذشت ، اغلب پس از اندكى از على خواست كه اجازه دهد به حج رود . على اجازه داد و داماد خود سليمان بن مشكيان را به جاى او فرستاد .
سليمان پنج سال در آن جزاير فرمان راند تا در سال 442 ه / 1050 م درگذشت . على ، عبد اللّه المرتضى را به جاى او فرستاد . عبد اللّه مدتى دراز حكومت كرد . چون دانيه به دست ابن هود افتاد و دولت على بن مجاهد منقرض شد ، عبد اللّه المرتضى در آنجا دعوى استقلال كرد و همچنان تا سال 486 ه / 1092 م كه چشم از جهان بربست به استقلال بر جزاير حكومت مىكرد . پس از او مبشر بن سليمان ملقب به ناصر الدوله به جايش نشست . « 27 » در آتيه در اين باره سخن خواهيم گفت .
از بارزترين كارهاى على بن مجاهد ، پاسخ مثبت او به نداى المستنصر باللّه خليفهء فاطمى مصر بود آنگاه كه مصر دچار و با و قحطى شده بود . المستنصر باللّه از او خواست با فرستادن غلات و ديگر خوردنيها در يارى كردن مردم مصر شركت جويد . على بن مجاهد بپذيرفت و كشتى بزرگى پر از غلات و ديگر خوردنيها به مصر فرستاد ( 447 ه / 1055 م ) . المستنصر نيز آن كشتى را پر از هدايا و تحف بازگردانيد . بعضى روايات مبالغه كردهاند و مىگويند آن كشتى را پر از اموال و ذخاير ، يا پر از ياقوت و جواهر و طلا بازگردانيد . « 28 »
المستنصر باللّه نامهاى شيوا و بليغ به قلم وزيرش ابو الاصبغ بن ارقم برايش فرستاد و مقام خلافت فاطمى و جلالت خليفه را بستود . ابن بسام نص آن نامه را در كتاب خود آورده است . « 29 »
على بن مجاهد با مسيحيان روشى مسالمتآميز داشت و آنان را در اعمال مذهبىشان آزاد مىگذاشت . شايد اين نظر موافق با مسيحيان بدان سبب باشد كه على قسمتى از زندگى خود را در ايام اسارت ميان مسيحيان سردانيه گذرانيده و حتى آيين ايشان را پذيرفته بود ، سپس مسلمان شد . در اين باب دو سند در دست داريم كه هردو
هامش
( 26 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 165 .
( 27 ) . رجوع كنيد به :271 171 . p , ebarA aicnelaV : srabI . P . A( 28 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 228 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 221 و 222 .
( 29 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت سوم ( نسخهء خطى ) ، برگ 65 ب و بعد از آن .