[
كلمهء 74 ] خللجويى
برخى از اينان برابر عادت ، فريضه يا فضيلتى را به بهانهء نبودن شرطى از شرايط و نشناختن آن ، مدّتى ترك مىكنند ، آنگاه كه يافتند يا شرط حاصل شد ، تركِ عادت بر آنان سنگين مىشود و محروميت از سعادت ، سنگينتر . اينجاست كه او را سرگردان و بىحاصل مشاهده مىكنى كه گامى به پيش و گامى به پس دارد .
اين زمره افراد ، دوست مىدارند آسان بگيرند ، دلهاىشان در ترديد افتاده و در وادى سردرگمى سرگردانند ، نه اقدامى به پيش دارند و نه از آن سر باز مىزنند ؛ چه مىترسند كه مورد عيبجويى قرار گيرند . آنان را در رفع مشكل خود هيچگونه بينشى نيست ، به غيب هم باور ندارند و چه بسا با ياوه گويان همراه مىشوند . خدا دوست نمىدارد اينان حركتى كنند ؛ بدينروى آنان را از تلاش بازداشته و فرمان مىرسد كه با نشستگان بنشينيد .