[
كلمهء 72 ] بستن و گشودنى
شايد گويندهاى از سوى آنان بگويد : اميرمؤمنان عليه السلام تقيّه مىكرد . در پاسخ او گفته مىشود : پس چه چيز تو را از تقيّه باز مىدارد ؟ و حال آن كه مصلحت آن اكنون نيز موجود است و مانعى براى آن نيست ؛ زيرا اعتماد بر قرائت آن شخص [ در نماز ] ، به علّت وجود آن ميزان عدالتِ معتبر در اين امور ، جايز است ، همانطور كه روايات بر آن دلالت دارد و اعتبار عرفى و عقلايى بر آن شاهد است ؛ چه او خود عيبهايش را پوشانده ، در پنهانْ خود را برابر لغزشها نگه داشته و با اين مقدار نيز غرضى كه از عدالت در نمازها مقصود است حاصل مىگردد . پس تو او را در مورد تقواى واقعى و ادّعاها و برخوردش با خداوند به خودش واگذار كن ؛ از اين گذشته ، تو و او در اين مسئله همسان هستيد و او پيش خود و نزد مردم آنچنان است كه تو نزد خود و پيش مردم هستى ، بدون هيچ پردهپوشى .
پس وسواس را رها كن و از گفتهء آدمگونهها باكى به خود راه مده و از شرّ شيطان رانده شده با نام خداى بخشنده و مهربان به خداوند پناه ببر .