و بريان نگشته نتواند خورد . تمناى من اينست كه دستورى دهى تا او را بسوى خشكى بازگردانم . ملك دستورى داد كه او را به خشكى بازگرداند . پس از آن ملك گفت خوردنى بياوردند . در حال ، ماهيان گوناگون بياوردند . عبد اللّه بفرمانبردارى ملك از آنها بخورد . پس از آن ملك گفت : اى برى ، از من
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٣٥٩