تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
و اما ابو صبر بكاروانسرا بازگشته ، بفكرت بنشست و از كارى كه ابو قير كرده بود ، بحيرت اندر بود . چند روزى بنشست تا الم ضربتش ساكن شد . پس از آن برخاسته ، ببازار آمد و از خاطرش گذشت كه بگرمابه شود . از يكى راه گرمابه بپرسيد . او گفت : اى برادر ، گرمابه چيست ؟ ابو صبر گفت : جائى است كه در آن