آنها درگذشت . در صدر گنج بغرفهء درآمد . شمردل ساحر را ديد كه شمشير برميان بسته و انگشترى در انگشت كرده و مكحله از گردن آويخته و دائرة الفلك بر سر نهاده است . آنگاه جوذر پيش رفته ، شمشير از ميان او بگشود و انگشترى از انگشتش بدرآورد و مكحله و دائرة الفلك نيز برداشته ، بيرون
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٨١