سوق : بازار
سويق : آرد نرم از جو و گندم و غيره ، شراب
سيّاف : شمشيرزن ، جلّاد
سيف : شمشير
ش
شارع : خيابان
شاهبندر بازرگانان : رئيس بازرگانان دولتى ، رئيس بندر ، دريافتكنندهء خراج ، گيرندهء ماليات
شباش : شاباش ، زرى كه در جشن عروسى بر سر عروس و داماد نثار كنند يا به مطربان و رقاصان دهند ، احسنت ، آفرين
شجر العروسين : درخت عروسها
شربه : مقدار يك بار سيراب خوردن
شرفه : كنگرهء سر ديوار ، صدا و آواز
شقى : بدبخت ، تيرهبخت
شيخه : زن پير
ص
صاع : واحد وزن ، پيمانهاى معادل چهار من يا هشت رطل
صبيح المنظر : زيباروى
صحف : كتابها ، صحف حضرت آدم و ابراهيم و شيث و موسى ( ع )
صديق : دوست
صرعيان : مصروعان - صرعى
صرعى : مصروع ، مبتلا به بيمارى صرع
صفاهان : اصفهان
صندل : چوب درختى كه از آن در منبتكارى و مصارف ديگر استفاده مىشود
صنعت تضاد : يكى از صنايع معنوى و آن جمع بين ضدين يا اضداد است
صنعت جناس : آوردن دو يا چند كلمه كه لفظا يكى و معنا مختلف باشند
صنعت قلب : آوردن الفاظى كه چون بعضى از حروف يا تمام آن را برگردانند همان لفظ و يا لفظ ديگر حاصل شود
صنمخانه : بتخانه
صيام : روزه
صيحه : بانگ ، فرياد ، نعره