Skip to main content

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — Page 312

Contributors:

P.312
گناهكار خواهد بود و از حاكم آزار خواهد ديد . من بىكليد ، در نتوانم گشود . آنگاه زينب ، چادر از روى خود بيك سوى كرد و روى خويشتن بر وى بنمود و آتش حسرت در دل او بيفروخت و گوشهء چادر بر روى قفل انداخته ، نام مادر موسى بر قفل بخواند . قفل گشوده شد . زينب بدرون رفت . على زيبق نيز