Skip to main content

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — Page 196

Contributors:

P.196
و به اين حيلت بر بسيارى از دليران غلبه كرده بود . پس چون غريب به او نزديك شد ، رعد شاه دست بوهو برده ، او را بغريب بگسترد و غريب را بنزد خود بكشيد و بانگ بر پيل زد كه به لشگرگاه خويشتن بازگردد . كليجان و قورجان كه از غريب جدا نمىشدند ، چون اين حالت بديدند ، پيل را گرفته ، نگاه داشتند . و اما
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — Page 196 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى