تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
ملك غريب ، گفتار نيك او را شكرگزارى كرد و پيش دختر رفته ، بر وى بنگريست و او را سخت دوست داشت و فخرتاج ، دختر ملك شاپور و مهديه ، دختر مرداس را فراموش كرد . و مادر اين دختر ، دختر پادشاه چين بوده است كه ملك ازرق ، او را از قصر پدر ربوده ، با او ازدواج كرده بود و او به اين دختر