Skip to main content

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — Page 403

Contributors:

P.403
پليدك ، من شاطر جوان‌گرد هستم و از زيردستان احمد دنفم و ما چهل عياريم . زمرد دانست كه قضا برو چيره گشته و او را حيلتى نيست ، بجز اينكه كار بخداى تعالى بسپارد . پس به حكم خدا شكيبا شد و سر تسليم پيش‌نهاده ، گفت : سبحان اللّه . از ورطهء خلاص نشده ، بورطهء بزرگتر افتادم . و سبب آمدن جوان‌گرد ،
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — Page 403 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى