بعلاء الدين بفروخت و علاء الدين ، كنيز را در راه خدا آزاد كرده ، بخويشتن تزويجش كرده ، به خانه خود برد .
و اما حيظلم ، پسر والى دلگير بازگشت و بحسرتش همىافزود تا اينكه رنجور گشته ، ببستر افتاد و خوردن و نوشيدن بگذاشت و عشق به دو چيره شد .
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٦٨