تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
در زير درخت بنشست و حاجت ، قضا كرده ، برخاست و بسوى حوضى كه در ميان باغ بود ، درآمد . از خستگى ، در كنار حوض بيفتاد و بخفت تا اينكه شب درآمد . و اما بهرام مجوس چون شب دررسيد ، بانگ بر ملّاحان زد كه : بشتابيد كه
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 201 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى