پرش به محتوای اصلی

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحه 154

پدیدآورندگان:

ص۱۵۴
بحكمرانى مشغول بود . الغرض ، كار ايشان بدينجا رسيد . و اما ملك شهرمان پس از آن‌كه پسرش قمر الزمان با مرزوان بنخجير شدند ، چشم‌براه قمر الزمان بنشست . چون شب برسيد و قمر الزمان نيامد ، ملك شهرمان در فكرت و حيرت بماند و آن شب را بر بيدارى و اضطراب بروز آورد