نيست . بعضىها مىگويند كه اين رموز را فقط كسانى مىتوانند بفهمند كه حامل اسرار علوم باطنى و تصوّف باشند ، چنان كه از برخى نوشتههاى شارح قانون دكتر او . سى .
گرونر
( Dr . O . C . Grune )
چنين برمىآيد . شايد نتوان با اين رأى موافق بود كه با رموز تصوّف يا علوم باطنى قانون را مىتوان فهميد ، امّا بدون شك فهم قانون تنها بر اساس اطلاعات پزشكى ظلمى است در حقّ آن . شيخ ابن سينا تنها يك طبيب نبود بلكه در ادبيات عرب و فلسفه و منطق و هيئت و رياضى و شيمى و علوم طبيعى و جانورشناسى و ماوراء الطبيعه و الهيات نيز عالمى بزرگ بود . او در تأليف قانون از همهء اطّلاعات اين علوم استفاده كرده است و در هنگام بيان هر مسألهاى آن پرتوى كه از علوم مختلف از ذهن او مىگذشت ، در صفحات قانون بازتاب يافته است و براى مطالعه و درك مطالب آن همان كلّيّت و گيرايى و ژرفبينى لازم است .
شيخ معلّم طبّ و طبيعيات بود و چيزى را كه در آثار او چيستان و پيچيدهگويى مىپندارند در واقع چيزى است غير از رموز و كنايات شيمى و جفر و علم باطن كه براى درك آن ، مهارت در علوم مختلف و ديد گسترده لازم است . شارحان يا مترجمانى كه اين ويژگىها را نداشتند نه تنها از درك قانون ناتوان بودند ، بلكه ترجمهها و شرحها و مشاجرات لفظى آنها بدون شك قانون را پيچيده ساخته است .
اين كتاب كه در پنج جلد و بيش از يك ميليون واژه است ، سرويليام آسلر آن را انجيل پزشكى
( Medical Biblc )
ناميده است كه نشانگر ارادت و احترام فراوان اوست .
خيلى پيشتر از او نظامى عروضى سمرقندى ( در چهار مقاله تأليف حدود 550 ه . / 1155 م . ) نوشته است كه « اگر بقراط و جالينوس حياتى تازه يابند در برابر قانون ابن سينا سر تعظيم فرود خواهند آورد . »
« شيخ الاطبّاى » دولت سلجوقى روم ، اكمل الدّين بن مؤيد الدّين نخجوانى دوست و معاصر مولانا جلال الدّين رومى ( 640 - 672 ه . / 1207 - 1273 م . ) مىگويد كه