جواب : بلى . ملك و جن در حقيقت خود اوست چنان كه كلامى كه به واسطهء حروف و اصوات شنيده مىشود در حقيقت كلام اللّه است .
از يكى تعريف جن را سئوال كردهاند او گفته است : جن ناطق و حيوان هوايى است به اشكال مختلفه متشكل مىگردد .
سئوال : آيا از اجنّه كسى هست كه اگر انسان به اسماى عظام الهى سوگند ياد كند آن جن او را تصديق ننمايد ؟
جواب : به خلاف انس همهء آنها قسمى را كه بر آنها كرده شود تصديق مىنمايند و مقتدر نيستند كه خود را مردود دارند .
شيخ ابو طاهر گويد كه جن فقط به عزائم مجاويه مىكند . عزائم اگر به مجنونى خوانده شود مانند آفتاب ، شعاعى بر اجنّه انداخته آنان را مجبور به اطاعت و انقياد مىنمايد ، چنان كه به حضرت سليمان - عليه السلام - ريح مسخر بود اجنّه نيز مطيع بودند .
اجنّه آنچنان اجسام لطيفهاى هستند كه مىتوانند داخل نقره بشوند كه در بوته در ميان آتش ذوب مىشود . چنانكه آن نقره را به واسطهء حلول خويش مضطرب مىكنند داخل اجسام نوع بنى آدم شده آنان را نيز مضطرب و مستأصل مىدارند و مضطرب ساختن اجنّه مجنونه را در حالت قرائت عزايم معلوم بوده و حديث لطيف « انّ الشّيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدّم » اين قضيه را ناطق و مصدّق است .
سئوال : به مكلّف بودن اجنّه چه دليل است .
جواب : آيهء
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
« 1 » در اين خصوص دليل كافى است .
روزى حضرت رسول - صلوات اللّه عليه و آله - نه ( 9 ) نفر از اينان را در زير درخت خرمايى ديده و به اطراف عبد اللّه بن مسعود خطى كشيده و او را فرمودهاند از اين خط خود را خارج مساز .
عبد اللّه بن مسعود گويد : وقتى كه نبىّ انس و جان - عليه و آله صلواة اللّه الملك المنان - منازعهء اجنّه را فصل و حسم مىفرمودند من اصوات آنان را
هامش
( 1 ) . احقاف / 29 .