عمرو بن لحى كه رياست بنو خزاعه را مالك بود در ايام حكومت خود به بلاد شام درآمده و اولاد عمالقه را كه در شهر مأرب در ارض بلقا واقع بود به پرستش اصنام مشغول ديده و آنان را گفت كه : سبب عبادت شما مر اين اصنام را چيست ؟ بتپرستها در جواب گفتند كه : اينان هياكل علويه بوده و به صور بشريه ساخته شده و آلههء ما هستند ، ما اينان را عرض پرستش نموده و معبود مىدانيم و به مراسم توقير و احترامات آنان مىافزاييم . بنابراين هر وقت باران بخواهيم مىبارانند و اگر براى امرى استعانت كنيم اعانت نمايند .
عمرو بن لحى اين جواب را صحيح پنداشته و گفت : اگر چنانچه يكى از اينان را به من بدهيد به خطّهء مباركه حجاز برده و طوايف بنو اسماعيل را به پرستش آنان ترغيب نمايم .
بدين لحاظ آنان نيز هبل نام صنم بزرگ را به عمرو هبه و بخشش نمودند و به روايت ديگر بتهاى اساف و نائله نام را نيز طايفهء عمالقه به عمرو بن لحى اهدا نمودهاند .
عمرو بن لحى ازين معنى خشنود شده هبل معهود را به خزينهاى كه حضرت ابراهيم براى حفظ هدايائى كه به آستانه مكه مكرّمه مىآوردند ساخته بود گذاشته و على قول به ذروهء جبل اخشب نام ركز نموده و اهالى را امر فرمود كه شب و روز به اين وثن تعظيم و نوازش نموده و عرض عبوديت و پرستش كنند .
[ استطراد ] فاضل ابو الفوز بغدادى در كتاب سبائك الذّهب فى معرفة قبايل العرب نام خود اصل وثن هبل را كه عمرو بن لحى به الوهيت او قائل بود اينگونه تعريف و توصيف نموده است .
صنم هبل كه عمرو بن لحى از شام به مكه آورد يك هيكل عجيب الشكل انسانى معمول از عقيق احمر بوده و يد يمناى او مكسور بود . قريشيان كه الوهيت آن بت را تصديق مىكردند دستى از طلا براى او تعبيه نموده و به كمال ميل مشغول به پرستش آن شدند .
ابن اسحاق در تعريف هبل چنين گفته است : هبل صنمى بود كه از حرزهء عقيق به شكل انسان ساخته شده بود و ليكن دست راست او شكسته و افتاده
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش ) — صفحة 318
مساهمون: جمشيد كيان فر
ص٣١٨