صورت حضرت لوط در ميان يك پارچه حرير سفيد بود ، و آن حضرت اجمل الوجه و در يك هيئت غضوبانه مصوّر بود . و صورت اسحاق نيز در ميان بقچهء سفيد گذاشته شده به رنگى كه نزديك به لون قرمز بود مصوّر شده بود .
تصوير حضرت يعقوب همچنين در ميان بقچه سفيدى بود علاوه بر همه در لب پايين آن حضرت خال سياهى نيز جاى گرفته بود .
تصوير حضرت اسماعيل ابيض اللّون ، احسن الوجه ، اقنى الانف ، متناسب الاعضا بود و در روى منير آن حضرت نورى مايل به حمرت ساطع و لامع بود . هرقليوس اين صورت مبارك را اين قسم تعريف نمود كه اين صورت جد پيغمبر شما اسماعيل - عليه السلام - است .
تصوير زليخا قريب حضرت يوسف نيز در داخل يك پارچهء سفيد بود و بالطّبق خلقت ، حضرت آدم را شباهت داشت ؛ و ليكن آن قدر مطبوع و متناسب الاعضا تصوير شده بود كه هركس او را مىديد مىگفت كه اينك شمس ملاحت عبارت از اين صورت منير مبارك خواهد بود .
هيكل حضرت داود نيز در جوف پارچهء سفيدى بود آن حضرت احمر اللّون ، ضخيم البطن ، متقلد السيف تصوير كرده شده بود .
تصوير حضرت سليمان بن داود نيز بر روى اسبى سوار كرده شده در حالت ضخيم الالتين ، طويل الرجلين ترتيب داده شده و لوحهء او نيز به يك پارچهء حرير بيضا پيچيده شده بود .
هيكل لطيف و مسعود حضرت عيسى نيز در يك بقچهء سفيدى گذاشته شده و جوانى خوش مشرب ، اسود اللحيه و كثير الشعر و حسن الوجه تصوير كرده شده بود .
ما تصاوير مذكور را يكيك به بصر بصيرت مشاهد نموده و در بحر حيرت و استغراب مستغرق شديم . چون جرأت و يقين نداشتيم كه معتقد آن شويم كه اين تصاوير انبياست ، لهذا گفتيم : اى پادشاه معظم شما اين هياكل انبيا را چگونه دست آورديد ؟ نظر به اينكه هيكل لطيف حضرت محمد مطابق شمايل اوست ، بايد همهء اين صور انبيا مطابق اصول خودشان بشوند و حال آنكه ابراز يك سند قوى كه بتواند اين حكم را نمايد كمال اشكال و صعوبت را خواهد داشت .
هرقليوس چون ترديد ما را در تصديق تصاوير مذكوره ديد گفت : اگرچه نهايت اشكال را دارد كه انسان وهلة تصديق نمايد مطابقت صورتى را با اصل او كه از مدت مديدى مانده و تاكنون نظير او ديده نشده است و لكن ما مىتوانيم
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش ) — صفحة 314
مساهمون: جمشيد كيان فر
ص٣١٤