حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
« 1 » ملغى و منسوخ گرديد .
مفسّرين در اسم شخصى كه به وضع و اجراى اين عادت قبيحه جسارت نمود اختلاف نمودهاند . بعضى گفتهاند نعيم بن ثعلبه از بنى كنانه ، برخى جنادة بن عوف ، طايفهاى هم قلمس بن عبد بن فقيم را گفتهاند و آنهائى كه قلمس بن عبد را معتقدند به واسطه اين شعر :
و فينا ناسىء الشّهر القلمّس
مدّعاى خود را اثبات مىنمايند . قول اخير در نزد جمهور مصدّق و مقبول بوده قلمس مذكور جدّ پنجم جنادة بن عوف است كه عصر سعادت را ادراك نمود .
اگرچه بعضى روايت نمودهاند كه عبد اللّه بن عباس و ابو هريره معتقد آنند اسم شخصى كه عادت سيّئه تأخير حرمت يك ماه را به ماه ديگر وضع نمود عمرو بن لحى بن قمعة بن خندف است ، و ليكن چون راويان اين خبر اقوال خودشان را به درجهء صحّت و تواتر نرسانيدهاند ، لهذا مفسّرين در تصديق صحّت قول سابق اتّفاق نمودهاند .
اين تفصيلات تاريخيّه را كه در حقّ اهل نسئه نگاشتيم از تفسير امام فخر الدين الرازى نقل و روايت كردهايم و ليكن امام رازى قبل از آنكه اخبارات و تدقيقات مبسوطهء مفسّرين را نقل و روايت كند گويد :
حساب اقوام جاهليّهء عرب به ترتيب سنهء قمريّه بوده و اعرابى كه در زمان جاهليّه بودند شهور را به اعتبار رؤيت هلال تعداد كرده فريضهء حج را موافق سنّت حضرت خليل روز دهم ذى حجّه ايفا مىنمودند . به اين حساب موسم حجّ هر سال در يك موسم و فصل اتّفاق نيفتاده گاهى به روزهاى بسيار سرد زمستان و گاهى هم به روزهاى گرم تابستان مصادف مىشد . متأخّرين اهل جاهليّه نمىتوانستند در آنچنان هواى سرد و يا در موسم گرما به مكّهء معظّمه آمد و رفت كنند و كسانى هم كه به واسطهء تجارت آمد و شد مىنمودند به واسطهء قلّت حجّاج در مواسمى كه به زمان تجارت مصادف مىشد آنقدرها داد و ستد نمىكردند . آخر الأمر براى چارهجويى اين كار از هر قبيله مبعوثى انتخاب شده و
هامش
( 1 ) . توبه / 37 .