كار افتد
ص 62 مقاومت نياوريم
ص 62 مهما امكن مدد نمايند
ص 62 به هندوستان
ص 62 استقلال يافته ،
ص 62 گرگين خان ننگ آمده ،
ص 62 و 63 به قتل رسانيدند ، عشرت كنان در فصل فائيز
در كار افتد
ص 45 مقاومت نياوردند .
ص 45 مهما امكن ايشان را مدد نمايند
ص 45 به هند
ص 45 استقلال تمام پيدا كرد
ص 45 گرگين خان به تنگ آمده
ص 45 به قتل آوردند و مرا كشان كشان برده به قندهار رسانيدند و عصيان و طغيان ظاهر ساختند اكنون پادشاه اگر در صدد انتقام برآيد و لشگر به اين ديار فرستد ، لشگر افغان بر پا است ، گاه باشد كه از دل و جان به مقاتله و مقابله اقدام نمايند . و خدا نكرده ، ظفر يابند يا عاجز شده ، ملك قندهار را به پادشاه هندوستان و هند آن زمان چاره اين كار دشوار گردد . اين بنده چنين مصلحت مىدانم كه فرستادن لشگر را مدتى موقوف نمايند و به اين بنده كه از ارادت كيشان است آتش فتنه افاغنه را به آب تسكين فرونشانم .
چون عريضه ميرويس به پادشاه رسيد ، بروز طغيان و عصيانش روز به روز نمايان گرديد . پادشاه با امرا مشورت كرد بعضى لشگر فرستادن را مناسب و برخى نامناسب دانستند بالاخره راىها به راى قرار گرفت كه خسرو خان برادر نرود ، گرگين خان را به راه قندهار كنند و لشگر معتبر گرجستان را با شانزده هزار نفر سپاه قزلباش به سردارى عباس قلى
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: كروسينسكى
ص٩٧