تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
جا كرده بود ، شرارت ص 38 شمشير در گردن در اصفهان از افعال گذشته خود ص 39 ايلچى را نادلپذير ، مايوس ص ص 39 خدمت شايانى به ظهور رساند ص 39 پادشاه هند را ص 39 مترجم گويد ص 39 مقرون به صلاح ص 40 امراى ديگر و سلوكش ص 40 مطيع ارش نبودند ، چگونه در سر حد قندها ( ر ) كذائى ص 40 شاه سلطان حسين را به وادى ص 41 ظاهر نمود . اتفاقا در اين روزها ميرويس را تحصيل‌دار اموال تعيين كرده بود و اين ميرويس در ميان طوايف افغان ص 42 علاقه داشت ، با مايه بسيار ص 42 سودها ديده بود و ثروتى بىنهايت ص 43 مردى عاقل بود ص 43 پارچ ( ه ) هاى زربفت ص 44 نرمى زبان ص 44 پادشاه هند ص 45 دولت موافق و در خانه ص 45 رفته و با او آغاز تكلم نموده و به طريق ابتهال و تضرع و تواضع عاقلانه در برابر اعتماد الدوله با او آغاز تكلم نمود ص 46 شغل بسيار داشتم شرارت ص 26 و 27 شمشير به گردن به اصفهان آمده از افعال گذشته ص 27 ايلچى را به مغادير نادلپذير مايوس ص 27 خدمت شايان به عرصهء ظهور رساند ص 27 پادشاه هندوستان را ص 28 سياح گويد ص 27 مقرون به صواب و جلاح ص 27 امراى ديگر و مدار و سلوكش ص 28 مطيع ارش نبودند ، خود غافل و مست و گرجيان از طمع و بىفكرى رفته از دست ، در سر قندهار كذائى ص 28 شاه سلطان حسين را در اصفهان به وادى ص 28 ظاهر نمود . فرستادن گرگين خان ، ميرويس را به جانب اصفهان و ساير حالات . و اين ميرويس خان در ميان طوايف افغان ص 29 علاقه با مايه بسيار داشت ص 29 سودها ديده بود و بىنهايت ص 30 مردى فرزانه بود ص 30 پارچ ( ه ) هاى زرتار ص 31 نرمى و مداهنت زبان ص 31 پادشاه هندوستان ص 32 دولت موافق است و درب خانه ص 32 رفت و به طريق ابتهال تضرع و تواضع عاقلانه در برابر ايستاده ، اعتماد الدوله با او آغاز تكلم كرد ص 32 مشغله بسيار داشتم