جا كرده بود ، شرارت
ص 38 شمشير در گردن در اصفهان از افعال گذشته خود
ص 39 ايلچى را نادلپذير ، مايوس
ص ص 39 خدمت شايانى به ظهور رساند
ص 39 پادشاه هند را
ص 39 مترجم گويد
ص 39 مقرون به صلاح
ص 40 امراى ديگر و سلوكش
ص 40 مطيع ارش نبودند ، چگونه در سر حد قندها ( ر ) كذائى
ص 40 شاه سلطان حسين را به وادى
ص 41 ظاهر نمود . اتفاقا در اين روزها ميرويس را تحصيلدار اموال تعيين كرده بود و اين ميرويس در ميان طوايف افغان
ص 42 علاقه داشت ، با مايه بسيار
ص 42 سودها ديده بود و ثروتى بىنهايت
ص 43 مردى عاقل بود
ص 43 پارچ ( ه ) هاى زربفت
ص 44 نرمى زبان
ص 44 پادشاه هند
ص 45 دولت موافق و در خانه
ص 45 رفته و با او آغاز تكلم نموده و به طريق ابتهال و تضرع و تواضع عاقلانه در برابر اعتماد الدوله با او آغاز تكلم نمود
ص 46 شغل بسيار داشتم
شرارت
ص 26 و 27 شمشير به گردن به اصفهان آمده از افعال گذشته
ص 27 ايلچى را به مغادير نادلپذير مايوس
ص 27 خدمت شايان به عرصهء ظهور رساند
ص 27 پادشاه هندوستان را
ص 28 سياح گويد
ص 27 مقرون به صواب و جلاح
ص 27 امراى ديگر و مدار و سلوكش
ص 28 مطيع ارش نبودند ، خود غافل و مست و گرجيان از طمع و بىفكرى رفته از دست ، در سر قندهار كذائى
ص 28 شاه سلطان حسين را در اصفهان به وادى
ص 28 ظاهر نمود . فرستادن گرگين خان ، ميرويس را به جانب اصفهان و ساير حالات . و اين ميرويس خان در ميان طوايف افغان
ص 29 علاقه با مايه بسيار داشت
ص 29 سودها ديده بود و بىنهايت
ص 30 مردى فرزانه بود
ص 30 پارچ ( ه ) هاى زرتار
ص 31 نرمى و مداهنت زبان
ص 31 پادشاه هندوستان
ص 32 دولت موافق است و درب خانه
ص 32 رفت و به طريق ابتهال تضرع و تواضع عاقلانه در برابر ايستاده ، اعتماد الدوله با او آغاز تكلم كرد
ص 32 مشغله بسيار داشتم
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: كروسينسكى
ص٩٢