فضيل گويد : اهل مدينه براى تسليت نزد صاحبان عزا مىرفتند عدّهاى از مردم نيز براى تسليت نزد عبد اللّه بن جعفر رفته بودند يكى از موالى او پيش او رفت و به او گفت چه مصيبتها كه به خاطر حسين براى ما پيش نيامده است » ؟
عبد اللّه بن جعفر از شدّت خشم با كفش خود او را زد و فرمود : « اى پسر زن لخناء ( پتياره ) چگونه دربارهى حسين ( ع ) اين سخن را مىگويى . به خدا قسم اگر خودم نيز در كربلا حضور مىداشتم هرگز از او جدا نمىگشتم تا با او كشته شوم به خدا قسم من ميان دو پسر شهيدم و ابا عبد اللّه فرقى نمىگذارم و اين كه آنان در راه يارى حسين كشته شدهاند براى من مانند اين است كه براى يارى و دفاع از برادر و سرور و پسر عمويم كشته شده باشند . سپس رو به همنشينان خود نمود و فرمود :
« خداى را در برابر هر امر محبوب و مكروهى كه از ناحيهء او فرا مىرسد . سپاسگزارم به خدا شهادت ابا عبد اللّه ( ع ) بر من بسيار سنگين و ناگوار است و سنگينتر از آن اين است كه من نتوانستهام با نفس خودم به كمك او بشتابم ولى در هر حال شكر و سپاس خداى راست كه فرزندانم او را كمك كردهاند . . . »
( 1 ) 15 - جعفر بن عقيل بن أبي طالب ( ع ) :
مادرش أمّ البنين دختر « نفرة بن عامر بن هصمان كلابى » است او را عبد اللّه بن عمرو خثعمى كشت .
( 2 ) 16 - عبد الرحمن بن عقيل :
مادرش كنيز أمّ ولدى بود . او را عثمان بن خالد بن اسد جهنى و بشير بن حرب همدانى قاضى با مشاركت هم كشتند .
( 3 ) 17 - عبد اللّه بن عقيل بن أبي طالب ( ع ) :
مادرش أمّ ولد بود . عمرو بن صبيح صيداوى او را با تير كشت .
( 4 ) 18 - مسلم بن عقيل بن ابى طالب ( ع ) :
او در كوفه كشته شد . مادرش « حبله » كنيز أمّ ولدى بود .
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٢١