شده را مىخورد خوابهاى پريشان مىبيند .
شرابى كه نه تازهء تازه و نه كهنهء كهنه بوده و ميانه و متوسط در عمر باشد ، تو حد وسطش را در نظر بگير ! يعنى در تندرستى چند بخورند ؟ و در بيمارى تا چه حد بنوشند ؟
شراب سفيد كممايه زودهضم مىشود ، به سرعت در جسم نفوذ مىكند و براى معده مفيد است . در مقابل شراب سياه عادتا غليظ و پرمايه است و ديرهضم مىشود . و روى هم رفته شراب ميانگين در سفيدى و سياهى تأثيرش ميانهرو است .
شراب شيرينمزه ديرتر از تلخمزه هضم مىشود .
شراب سفيد نيز خود انواع متفاوتى دارد :
شراب سفيد شيرينمزه معده را پر باد مىكند و در شكم و رودهها گير مىكند .
شراب بر آتش جوشيده عين اثر شراب سفيد شيرينمزه را دارد .
شراب ريحانى براى هضم خوراك و براى كليه و مثانه مفيد است ، ادرارآور است ، خون حيض را بيرون مىريزد ، مسكن درد است ، شكم را قبوضيت مىدهد و تراوشهاى بدنى را از بين مىبرد .
شراب سبك و كمشدت هميشه از شراب پرتأثير كمزيانتر است . شراب كممايه و سبك عادتا ادرارآور است و شكم را ليونت مىبخشد و اسهال نمىكند .
شرابى كه در ساختن آن گچ به كار مىبرند ، بسيار بد است ؛ به اعصاب و مثانه آسيب مىرساند ، سردردآور است و نه دور است كه انسان را بميراند . بويژه براى كسانى كه خون تف مىكنند بسيار بد است .
شرابى كه در آماده كردن آن زفت و صمغ صنوبر به كار مىبرند گرمىبخش بوده و براى هضم خوراك خوب است ؛ امّا براى كسانى كه خون تف مىكنند خيلى بد است .
شرابى كه گياه اشنه ( دوال ) در آن به كار مىرود ، مسكن درد خوبى است و احساس درد را فورا از بين مىبرد .
اگر چرك گوش را در شراب حل كنند بسيار مستىآور مىشود .
شرابى كه رب به در آن مخلوط است از شرابهاى ديگر كمزيانتر است .
شراب خالص - هر شرابى باشد ، امّا با چيزى مخلوط نشود - كه تا اندازهاى گسمزه باشد ، گرمىبخش است ، به سرعت بر بدن تأثير مىگذارد ، معده را تقويت مىكند و اشتهاى خوراك را برمىانگيزد . خوابآور است ، بدن را نيرو مىبخشد و رنگ رخساره را زيبا مىكند .
كسى كه از خوردن شير گياه سگ يا داروهاى سرد سمى از قبيل شوكران ، افيون ، قارچ سمى و غيره مسموم شده است ، از خوردن شراب خالص در اندازهء مناسب فايده مىبيند .
همچنين از اثر نيش حشرات داراى سم سردمزاج مىكاهد .
كسى كه درد گزشى را در سردندههاى نزديك شكم حس مىكند ، كسى كه معدهء سست و فروهشته دارد و كسى كه معدهاش ناتوان است از خوردن شراب خالص بهره مىبيند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٦٣