گفتار پنجم از جملهء اوّل انگشتپيچها ( ليسيدنيها )
اين مسألهء داروسازى براى ليسيدن بدين منظور است كه دارو در دهان بيمار بماند و زود فرو نرود . كمكم آبش به ريه برسد و دير به معده وارد شود ؛ كه در اين كندروى و دير به سرمنزل مقصود رسيدن فايدههايى در نظر گرفته شده است .
1 - انگشتپيچ ، براى كسانى كه از اثر حرارت و خشكى مزاج سرفه دارند
. نسخه بزر پوست كندهء خيار پنج درهم ، مغز پوست كندهء بادام شش درهم ، بزر خطمى و بزر پنيرك هريك پنج درهم ، صمغ عربى ، كتيرا ، نشاسته و به دانهء پوست كنده هريك چهار درهم ، افشرهء شيرينبيان پاكيزه از آلايش ، سپستان و مويز شيرين برگزيده و خوب . همه را باهم بر آتش بگذار بجوشد تا غليظ مىشود . شراب سيكى بر آن اضافه كن تا با ساير داروها منعقد شود .
از آب سپوس آرد گندم ، آرد باقلى ، پانيد و روغن بادام شيرين حلواى حريره بساز كه با اين انگشتپيچ منعقد شده تناول شود و بعد از آن آبجو بخورند .
2 - انگشتپيچ ديگر ، كه در علاج سرفهء ناشى از حرارت بدن داروى خوبى است .
نسخه سپستان پر سه كف ، عناب درشت پنجاه عدد ، ريشهء شيرينبيان پوست كندهء كوبيده سى درهم ،