گفتار چهارم حالات مربوط به بدن
فصل اوّل لاغرى
لاغر شدن بدن چندين سبب احتمالى دارد كه به ترتيب ذكر خواهند شد .
1 - غذائى را كه مىخورند چربى همراه ندارد .
2 - غذاى زياد مىخورند اما آنقدر كممايه است كه خون لازم براى بدن را توليد نمىكند .
3 - تنها عادت به خوردن غذاهايى دارند كه خون خوب و پسنديده از آنها توليد نمىشود .
4 - نيروهاى هضمكنندهء غذا و نيروى جذبكنندهء مادهء غذايى به سوى اندامان بدن ناتوان است و اين ناتوانى از اثر سوء مزاج سرد يا حركت نكردن انسان و آرامش زياد است كه نيروى جاذبه را خواب مىبرد و از انجام كارش تنبلى مىكند . بويژه اين حالت اكثرا كسانى را در بر مىگيرد كه به ورزش كردن عادت داشتهاند و از اثر ورزش طبيعت توانسته غذا را به اندامان برساند و يك دفعه دست از ورزش شستهاند و به تنبلى خو گرفتهاند و در نتيجه طبيعت به حالى درآمده است كه حتى غذاى ميانگين و معتدل را نمىتواند جذب كند .
5 - خون به حد زياد و بيشتر از اندازهء لازم در طبيعت پديد مىآيد ؛ اگر خون تر مزاج آبكى باشد ، نيروى جذبكننده تا اندازهاى با آن راه مىآيد ، اما با خون مخلوط با خلط مرارى بسيار ناسازگار است و كمتر به جذبش اقدام مىكند .
6 - طحال برآمده و آماسيده است و بيشتر خونى را كه مشتركا بايد به طحال و كبد برسد طحال غصب مىكند و كبد را به سستى و محروميت از خون مىكشاند .
7 - ممكن است كرمهاى شكم سبب لاغرى بدن گردند .
8 - سوراخهاى ريز بدن مسدود شده و سبب سد شدن خلط گشتهاند . برهم فشرده شدهاند و از كار واجب درماندهاند ؛ كه اين حالت از اثر گرماى شديد ، سرماى شديد ، يا تنها روى آوردن حالت خشكى رخ مىدهد ، كه بعدا نشانى اين حالات را شرح مىدهم .
9 - چيزى را بر بدن تند بستهاند و دوام يافته و سوراخهاى ريز پوست و گدارها را بند آورده و