سه صورت احتمالى دارد :
1 - جايگاه در حالتى است كه مادهء گوهر آفرينش بدان نمىرسد و در آن نفوذ نمىكند .
2 - مادهء گوهر رويش موى به جايگاه سزاوارش نفوذ مىكند اما در آنجا نگهدارى نمىشود و دفع مىگردد .
3 - گوهر مادهء رويش مو به جايگاه لازم مىرسد و باقى مىماند . اما فاسد مىشود و مويى از آن نمىرويد .
حالت اول كه گفتيم گوهر رويش مو به جايگاه لازم نمىرسد ، وقتى است كه سوراخهاى ريز پوست مسدود شوند .
- چرا مسدود مىشوند ؟
الف - مادهء رطوبى تحليل رفته از بدن ، كه بايد قسمتى از آن بخشكد و به بخار دودى تبديل شود تا گوهر آفرينش موى گردد ، زياد از حد لازم خشكيده و بسيار لزج شده و به جاى اينكه به داخل مسام نفوذ كند و در زير پوست جاى خود را دريابد به دهانهء سوراخ مىچسبد و مسدودش مىكند و سر طاسى را ارمغان مىآورد . كه اين حالت زود خشك شدن و يا زودتر خشك شدن در كسان داراى مزاج گرم بيشتر است ؛ اشخاص گرممزاج كه آمادگى سرطاس شدن دارند موى بدن و بويژه موى سينهشان زياد است . كار حرارت مزاج است كه از بالا مىخشكاند و در پايينتر مىروياند . اين نوع از گرممزاجان سرطاس ، موى سرشان اكثرا به آسانى از بيخ برمىآيد و كنده مىشود موهايى كه در برچيدن سرسخت هستند در اقليت قرار دارند .
ب - شايد سابقا قرحه ( زخم چركين ) در سر بوده و اثراتى از خود به جا گذاشته است . مادهء گوهر رويش مو از اين اثر عبور نمىكند و به بالا مىچسبد و سوراخهاى ريز پوست را مسدود مىگرداند ؛ كه حالت كچلى ( كل شدن ) از اين قبيل است .
در حالت دوم گوهر آفرينش مو به جايگاه مخصوص مىرسد اما نمىتواند باقى بماند و بيرون مىآيد و فرصت مو ساختن نمىيابد ؛ زيرا :
الف - گشادى بيشتر از حد لازم سوراخهاى ريز پوست و تخلخل بيش از حد لازم پوست استعداد در خود نگهداشتن مادهء گوهر مو را از آن گرفته است . كسانى را كه ببينى كوسه هستند و موى ريششان اصلا نيست يا هست ولى تنك و كم و لكهلكه ، به همين درد مبتلا هستند . اين اشخاص كه پوست متخلخل و سوراخ گشاد دارند ، بقيهء موهاى بدنشان نازك و باريك است و به آسانى بركنده مىشوند .
ب - سوراخهاى ريز پوست تنگتر از حد لازم و طبيعى است ؛ كه اين حالت را در سالخوردگان كه دورههاى پايانى عمر را مىگذرانند مشاهده مىكنى . رطوبت مزاج كافى داشتهاند و از اثر پير شدن و در كهنسالى پيشرفتن به خشكمزاجى گراييدهاند . در نتيجه حرارت بدن كم شده است و خشكىمزاج سوراخ ريز پوست را ترنجانيده است و منفذى نمانده كه مو از آن سر بر آورد ، يا بسيار تنگ شده . بنابراين يا مو نيست و يا اگر هست بسيار نازك و بيچاره است .
يادآور مىشوم ، اشاره كرديم كه تر و سردمزاجان بدنشان استعداد موى برآمدن را دارد و
قانون ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: أبو علي سينا
ص١١١