گويند : اگر كسى را گاز بگيرد ، درد شديد و التهاب آتشين در بدن پديد مىآيد ، زبان گرم و آماسيده مىشود و به تتهپته مىافتد ، لزشى بر بدن مىآيد و بدن سر مىشود .
گويند : بارها رخ داده كه سمندر اندامى را گاز گرفته است لكهاى مدوّر سياهرنگ بر اندام پديد آمده و اندام را از كار انداخته است .
علاج
طبيبى كه مىگويد با سمندر آشنائى دارم او راجع به علاج سمندر گزيده مىفرمايد : « علاج سمندر گزيده همان علاج آلاكلنگ خورده است ، و آنچه به علاج گزيدهء سمندر ويژگى دارد از اين قرار است :
صمغ صنوبر را - از هر نوع كه باشد - با عسل بخورند .
آبپز ماشدارو و آبپز سوسن را با برگ گزنه و روغن زيتون بخورند .
برخى از اطباء گوشت پختهء قورباغه به خورد بيمار مىدهند و بايد بيمار آبگوشت قورباغه را نوش جان كند !
گوشت قورباغه را برجاى گزيده مىگذارند و بعضى اوقات گوشت خام قورباغه را سفارش مىدهند كه سمندر گزيده بخورد .
تخم لاكپشت بيابانى و تخم لاكپشت آبزى را نيز تجويز مىكنند . كه تخم لاكپشت را بپزند و بخورند . »
سقولوقندر بيابانى و دريايى . من نه سابقا نام اين جانور را شنيدهام و نه بعد از آنكه مىشنوم و ذكر مىكنم ، نمىدانم چه جانورى و در چه شكل و قيافهاى است .
ديگرانند كه مىگويند چنين موجودى هم هست و مىگزد .
گويند جاى گزيدهء اين جانور - كه نزد من مجهول الهويه است - به رنگ زرد مايل به سياه مات درمىآيد . و بعدا به رنگ گل محمدى تبديل مىشود . كمتر اتفاق افتد كه سرخ رنگ بسيار روشن شود بلكه سرخى كم است . بسيار درد مىكند و بدن به خارش درمىآيد .
تا اينجا راجع به شناسنامهء سقولوقندر بيابانى تعريف كرديم . گويند جاى گزش نوع دريايى آن به رنگ آب درمىآيد .
گمان مىرود كه علاجش همان علاج رتيل و مانند اينها باشد .
طبيبى اظهارنظر كرده و مىفرمايد : « نمك يا خاكستر و سركه را برجاى گزيده بگذارند و ببندند .
يا خاكستر در سركه پياز دشتى بسرشد و يا سوختهء كنجد با شراب را بر آن بگذارند . »
گويند بايد قبل از داروگذارى روغن زيتون مخلوط با آب گرم را به حد زياد بر جاى گزيده پاشند و آنگاه دارو بر آن بگذارند .
كژدم دريايى . راستش را بخواهى با اين كژدم دريايى نيز آشنايى ندارم . بايد پژوهشگران تحقيق كافى كنند و آن را به ما معرفى بفرمايند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٠٥