بدترين و بغرنجترين تب تب لازم ( تب هميشگى و دست برندار ) است مشروط بر اينكه عفونت خلط در داخل رگها روى داده باشد .
در درجهء دوم ( بعد از تب لازم ) در ناپسندى ، تبى است كه مىآيد و مىرود . در اين حالت مادهء متعفن شدهء سبب تب در سراسر اندامان بدن و يا در اطراف و نزديكيهاى قلب منتشر شده است .
پيران - كه اكثرا سردمزاجند و كمتر به امتلا ( برهم متراكم شدن غذا و هضم نكردنش ) مبتلا مىشوند - كمتر رخ مىدهد كه به تب بسيار گرم همراه لرزش مبتلا شوند .
نبض
در حالت تبهاى عفونى ، نبض حالات مختلف به خود مىگيرد كه اين اختلاف بستگى به حالات زير دارد :
1 - اختلاف جنس تب عفونى با يكديگر هريك نشانى از نبض با خود دارد .
2 - ممكن است حالت تب از يك نوع باشد ، اما شدت تب و سبكى آن تغييراتى را در نبض به وجود آورد .
3 - روىآورهاى بيمارى شديد باشد يا كمتأثير و كمشدت ، در نبض خود را مىنمايند .
4 - ممكن است در حالت تب عفونى نبض سخت و سفت باشد كه در اين حالت نشان از چند حالت احتمالى دارد :
الف - ورم گرم كه به شدت كشيده مىشود و انتشار مىيابد ، سبب سخت شدن نبض گردد .
ب - ورم گرم در اندامى پيالود پديد آمده باشد .
ج - ورمى سخت در درون بيمار هست كه سبب سخت شدن نبض شده است .
د - خشكمزاجى شديد بر بدن بيمار مستولى است .
ه - در نوبتهاى سرآغاز تب سردمزاجى و سرما بر بدن چيرگى يافته است .
ممكن است در حالاتى از تب عفونى نبض نرم باشد ، مثلا :
1 - مادهء خلط عفونى - كه سبب تب شده است - تر و نرم بلغمى يا خونى است .
2 - ورمى در درون امّا در اندامى نرم است ، مثلا ورم ذات الكبد ، ورم ذات الريه و ورم سبب بيمارى مرگ دروغين از اين نوع ورمها هستند كه نبض بيمار در آنها نرم است .
3 - سبب نرمى نبض نمناك شدن پوست بدن است كه مىخواهد عرق كند . در اين حالت نبض نرم مىزند .
در سرآغاز شروع نوبت تب عفونى ، نبض ناتوان و فشرده است ؛ زيرا نيروى طبيعى مدافع در بدن در اين حالت يورش مىآورد و سرگرم تخليه ماده و خنك كردن حالت گرمى شديد مىشود .