پيموده باشد و اين موضوع از ذهنش دررفته باشد . در اين حالت گرماى بيگانهء سبب تب به خلط بند آمده در بدن رسيده و آن را به شدت مشتعل ساخته و خلط را عفونى كرده و تب ساده به تب خلطى عفونى تبديل شده است .
نشانيهاى تبديل تب ساده به حالات ديگر
1 - اگر حالت تب پايين آمد و عرق كردن و نمناكى بدن نبود ،
2 - اگر تب پايين آمد و عرق بود امّا عرق طبيعى و غير آلوده نبود ،
3 - اگر پايين آمدن درجهء تب به درازا كشيدن و به سستى انجاميد .
4 - اگر درجهء تب پايين آمد و نبض به حال طبيعى برنگشت و همچنان اختلافى با نبض طبيعى داشت ،
5 - اگر درجهء تب پايين آمد و دست از بيمار برداشت امّا سردرد ناشى از تب همچنان باقى ماند ، اين علامات پنجگانه همگى دليل بر اينند كه تب روزانه به تب ديگرى تبديل شده است و در اين انتقال دو حالت احتمالى هست ،
اولا : اگر سببهاى تب شديد بودند و حالت تب زياد ماندگار شد ، بدان ! كه تب روزانه تب دق شده است ، كه اگر تب دق روى آورد ، نشانيهايش از اين قرارند :
1 - دست بر شريان بيمار بگذار بسيار گرم است .
2 - حرارت تب در سراسر اندامان تن بهطور متساوى پراكنده است .
3 - حرارت جسم بيمار در حال پر شدن شكمش از خوراك افزايش مىيابد .
4 - درحالىكه بيمار غذاى گرم بخورد حرارت تنش افزايش مىيابد .
5 - نبض درست و عادى مىزند ، امّا نوعى سفتى و نوعى كوچكى در آن احساس مىشود .
6 - ساير نشانيهاى بيمارى تب دق را كه در آتيه شرح مىدهيم ، پديدار مىشوند .
ثانيا : اگر تب روزانه به تب دق تبديل نشده بود و به حالتى از تب تبديل شده بود كه از جنس تبهاى خونى است و در اصطلاح اطباء سونوخس نام دارد و عفونى نيست ، نشانيهايش از قرار زيرند :
1 - رگهاى اندام بيمار در حالت پرشدگى از خونند .
2 - حرارت تن بيمار بيش از حد متوقع و پياپى در افزايش است .
3 - صورت و چهرهء بيمار باد كرده است .
اگر تب روزانه به تب عفونى - هر نوع از تبهاى عفونى - تبديل شود ، نشانيهايش از اين قرارند :
1 - تير كشيدن و چندش پديد آيد .
2 - نبض متفاوت و مختلف است و كوچك مىزند و فشارى مىشود .
3 - حرارت بدن همراه گزش است و خشك است .
4 - روىآورهاى تب شدّت مىيابند .