فصل هفتم ميخچه
منظور از ميخچه گرهمانندههايى گرد و مدور و سپيدرنگ است كه به سر و نك ميخ شباهت دارند .
اكثرا ميخچه از تركبردگى و بعد از زخمى شدن و بعد از علاج زخم سر بر مىآورد و بعدا در بدن زياد مىشود . و غالبا ميخچه در پاها و انگشتان پا و پايينهاى پا پديد مىآيد و مانع راه رفتن مىشود .
علاج ميخچه
بايد اطرافش را شق كرد و بيرون آورد . يا هميشه مواظب بود همينكه پيدا شد با دست آن را از جا تكان داد و بركند .
اگر از آن ميخچهها نبود كه به اين آسانىها بيرون آيد بايد قطعه سربى را بر آن بست .
اگر ميخچه به حدى زياد بود كه معالجه نشد ، به ورم سرطانى مىانجامد .
فصل هشتم ورم سرطانى « 1 »
ورمى را سرطان مىناميم كه منشأش سوختهء مادهء خلط صفرايى تبديل شده به مادهء سودائى است . يا نوعى ديگر از خلط است كه سوخته است و مادهء صفرايى در آن بوده و به سودايى تبديل شده است .
فرق ميان ورم سرطان و ورم سقيروس از قرار زير است :
ورم سرطان درد دارد ، به شدت و حدّت آزاردهنده است ، نوعى تپيدن دارد و به سرعت افزايش مىيابد ؛ زيرا مادهء به وجودآورندهاش در اندازه زياد است و بادكردگى همراه دارد .
سبب اين بادكردگى آن است كه مادهء به وجودآورندهء ورم وقتى از جاى خود به حركت درافتد و به سوى اندام راهى شود كه در حالت غليان و جوشش باشد .
در ورم سرطان رگمانندهايى ( شعبههايى ) همانند پاهاى خرچنگ از ورم كشيده شدهاند و اطراف ورم را اشغال كردهاند .
ورم سرطان به سرخرنگى ورم فلغمونى نيست . سرخرنگيش تمايل به سياهرنگى و بدرنگى و سبزرنگى دارد ؛ كه ورم سقيروس اين حالتها را ندارد .
ورم سرطان اكثرا بدون سابقه سر برمىآورد ، اما ورم سخت - كه سقيروس ناميده مىشود - اكثرا از ورم گرم نتيجه مىشود .
ورم سرطان با ورم سقيروس خالص فرقش در اين است كه ورم سرطان داراى حساسيت
هامش
( 1 ) - اين ورم را در كردى شيرپنجه مىنامند . م .