نسخه :
شنبليله چهار جزء ، آهك يك جزء ، بورهء قرمز يك جزء . همه را در عسل ريزند و به هم زنند و بر خراج گذارند .
نسخهء ديگر :
بيخ سيماهنگ و برگ غار . هر دو را بكوب و با سقز درخت بنه درهم بسرش . يا اينكه خاكستر بيخ سيماهنگ و برگ غار را با سقز درخت بنه درهم بسرش . بر خنازير بگذار .
نسخهء ديگر :
آرد گاودانه ، پشك بز و پشك گوسفند - كه اگر پشك گوسفند كوهى باشد بهتر است - با ادرار بچهء شيرخواره به هم سرشند و بر خنازير مالند .
نسخهء ديگر :
مرّ ده مثقال ، اندران هفت مثقال ، مويزك عسلى كه انگل درخت بلوط باشد ، پنج مثقال ، بارزد ، يك مثقال ، بر موم يك مثقال . همه را باهم بكوب و درهم بسرش و بر خنازير بگذار !
نسخهء ديگر :
مويزك عسلى در دهان جاويده و صمغ درخت صنوبر از هريك نود مثقال ، بارزد بيست و يك مثقال . همه را در هاون ريز و بكوب تا خوب درهم مىآميزند . آن را بر خنازير بمال داروى خوبى است .
نسخهء ديگر :
موم ، صمغ صنوبر ، پيه خوك نمكنزده ، گندناى بيابانى و زنگار هريك يك جزء متساوى . همه را درهم بسرش و بر خنازير بمال كه خوب دارويى است .
نسخهء ديگر :
صمغ درخت صنوبر و پوستهء نازك مس هريك يك جزء ، زاج بلورى و زرنيخ از هريك چهار جزء .
همه را درهم بسرش و بر خنازير بمال !
داروى قطران ، داروى سيماهنگ ، داروى كندس و دارويى كه نامش اسنيدوس ( اسندوس - نسخه . ) است همگى در علاج خنازير خوبند .
داروى علاج خنازير كه از مار به دست مىآيد بسيار خوب است . يكى از اين نوع داروهاى مارى - كه نسبتا تهيهاش آسانتر است - تركيبش به قرار زير است .