فصل هفتم جوش شرى
شرى عبارت از جوشهايى است ريز و هموار كه تا اندازهاى به حبابهاى مايل به سرخ شبيهند ، خارش دارند و انسان را افسرده مىكنند و اكثرا يك دفعه همه باهم سر برمىآورند . گاهى ممكن است مادهء رطوبى از آنها بتراود . و ممكن است جوشهاى شرى خونى باشند . در اكثر حالات در اثناى شب آزارشان بيشتر و شديدتر است و سبب اندوه و افسردگى بيشتر مىشوند .
سبب بهوجود آمدن جوش شرى بر پوست ، بخار گرم است كه در بدن انسان يك دفعه برمىجهد . اين نوع از بخار گرم يا از خون آلوده با خلط مرارى و يا از خلط بلغمى بوركى است .
جوش شرى اگر از خون باشد رنگش سرختر و حرارتش بيشتر است و سريعتر سر برمىآورد . اگر از بلغم باشد از هر حيث كمتر است يعنى سرخرنگى كم است حرارت كم است و برآمدنش كندتر صورت مىپذيرد . و بالاخره شرى اگر از بلغم باشد در شب هنگام شدتش بيشتر از شرى خونى در شب است .
هرگاه جوشهاى شرى جايى گشاد در پوست را اشغال كردند و زود خونگيرى به عمل نيامد ، بيم آن مىرود كه تب يك روز در ميان رخ دهد . بايد در ميان وقت شروع شرى و مرحلهء بعدى خونگيرى به عمل آيد .
علاج شرى
اگر تشخيص دادى كه شرى ناشى از خلط خون است بايد قبل از هر چيز خون از بيمار بگيرى . و اگر بعد از خونگيرى ديدى كه بيمار تحمل اسهال شدن را دارد ، او را اسهال ده ! داروهاى اسهالى در اين حالت بايد از قرار زير باشند .
نسخه :
هليله دو جزء ، معجون تلخ مسهل ( ايارج ) يك جزء . باهم قاطى شوند و از مخلوط به وزن سه درهم با اسكنجبين بخورند .
براى تسكين بخشيدن درد شرى داروهاى زير خوبند :
تمر هندى ، آب انار ترش و آب انار شيرين كه با پوست فشرده شوند ، افشرهء انار ميخوش كه با پوست فشرده شود ، خوشاب زردآلو ، آب چكيدهء ماست ، قرص تباشير كه با كافور سازند و با آب انار بخورند ؛ همچنين روزى چندين بار آب گرم بخورند كه به نفع بيمار است و شكم را نرم خواهد كرد .
اگر سماق درآب بخيسد و تصفيه شود و به وزن بيست و يك مثقال از آن بخورند درد شرى تسكين يابد .
غذاى بيمار سوپ عدس پوستكندهء سركهزده ، سركهء با روغن بادام به هم زده و سركهء با