جوشزده را به رنگ زغال درمىآورد . مادهء به وجودآورندهء جوش اخگرى با خلط سودايى زياد همراه است و ماده در ژرفاى پوست قرار دارد .
جوش اخگرى كم و درشت و شبيه به لوبيا گرگى است و گاهى ممكن است جوش اصلا برآمده نباشد و هم از اول روىآورها و عوارض جوش اخگرى پديد آيند .
هر دو نوع از جوش اعم از اخگرى و آتش پارسى با احساس خارشى شبيهگرى شروع مىكنند . و امكان دارد آتش پارسى و اخگرى چيزى از آنها سيلان كند كه شبيه به مادهء سيلانكننده ناشى از پوست داغ گذاشتهء سوخته آيد . در هر دو حالت جاى جوش مثل اين است كه داغگذارى شده باشد ؛ رنگش خاكسترى مايل به سياهى است . و ممكن است به رنگ توسى درآيد . التهاب شديد پيرامون جوش احساس مىشود و بدون اينكه رنگ سرخ خالص نمودار شود ، رنگ سرخى كه پيدا مىشود مخلوط با رنگ سياه است .
در نوع جوشى كه به اخگرى مشهور است بيخ جوش سياه مايل به رنگ آتش است و تو گويى درخشندگى اخگر را دارد .
در جوشى كه آتش پارسى نامگذارى شده است ، از اخگرى سريعتر پيدا مىشود و حركتش سريعتر است .
جوش اخگرى از آتش پارسى ديرتر سر برمىآورد و ژرفانشينتر است .
چنين مىنمايد كه مادهء هر دو جوش - اخگرى و آتش پارسى - همان مادهء به وجودآورندهء قوباء ( اگزيما ) باشد ؛ ليكن وقتى كه تندمزاج است آتش پارسى را سبب مىشود .
اگر هركدام از اين دو نوع جوش از گوشت سر برآورد ، از بين رفتن و خوب شدنش آسانتر است . امّا اگر بر پىرگ باشند پاياتر بوده و ديرتر تحليل مىروند .
هريك از جوشهاى اخگرى و آتش پارسى ، از ماده خلط صفرايى سوخته و مخلوط با مادهء خلط سودايى پديد مىآيند . هم ازاينرو است كه هر دو كبره مىگيرند - كه رنگ كبره سياه است .
چنين مىنمايد كه در آتش پارسى ميزان مادهء صفرايى به وجودآورندهاش از مادهء سودايى مخلوط با آن بيشتر باشد . درحالىكه مادهء پديدآورندهء اخگرى بيشترش سودايى باشد و خلط صفرايى كمتر از سودايى در ايجاد آن سهيم باشد .
تو مىتوانى هر دو حالت را اخگرى و يا آتش پارسى بنامى . بعدا تقسيمبندى كنى ، يعنى بگويى بخشى از اخگرى چنان است و بخش ديگر چنين ؛ همچنانكه مىتوانى هر يكى را بنام ويژهاى بشناسى ، كه قبل از تو اين كار شده است ؛ گاهى هر دو حالت را يكى گفتهاند و گاهى يكى را اخگرى و ديگرى را آتش پارسى گفتهاند ؛ زيرا فرق در ميان اين دو حالت بسيار نيست .
احتمال دارد كه با جوش اخگرى ، آتش پارسى ، انواع جوشهاى مورچگى و گاورسى ، بدجنس و تبهاى بسيار شديد و بدعاقبت همراه باشد و بيمار را از هستى ساقط كند .
شايد اين نوع از حالات تب خطرناك از اثر وجود و با باشد .
بسيار رخ داده است كه جوش اخگرى و آتش پارسى به ورم فلغمونى شبيه بودهاند و در
قانون ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٣٩