كشند .
اوقاتى كه بيشتر از هر وقتى بيمار تبزده را ناتوان مىكند ، هنگام شروع نوبت بيمارى و مرحلهء نهايى بيمارى است . وقت افزايش حالت تب را - كه مرحلهء دوم ذكر كرديم - مىتوان به دو قسمت اوّلى و دومى تقسيم كرد : قسمت اوّلى يا واضحتر بگوييم نيمهء اوّل از اين مرحلهء دوم از وقتى شروع مىشود ، كه نبض بيمار آشكارتر ، بزرگتر و سريعتر مىشود ، و حرارت تب به طور متساوى سراسر بدن را در بر مىگيرد . نيمهء دوم مرحلهء دوم وقتى است كه حرارت بدن - كه بهطور متساوى سراسر بدن را دربرگرفته است - رو به افزايش باشد و آن به آن شدّت بيشترى بيابد .
- وقت انتهاى حالت نوبه را چگونه بشناسيم ؟
- حرارت منتشره در سراسر بدن كه از مرحلهء دوم و هر دو نيمهء آن به حد شدت رسيده است و روىآورهاى اين حرارت فراگيرنده درحالىكه هست مىماند و افزايش و كاهش نمىيابد .
اضافه بر آن نبض بيمار در منتها درجهء درشتى است و سرعت و پياپىزدنش شدت بيشتر مىيابد .
- نشانيهاى سر وقت شروع پايين آمدن حالت تب چيست ؟
- براى شناسائى حالت پايين آمدن نوبت تب علامتهايى هست ، كه از اين قرارند :
1 - حرارت فراگيرندهء تن كاهش مىيابد .
2 - نبض بيمار به حالت طبيعى بازمىگردد .
3 - ممكن است تن بيمار عرق كند و حالت تب رخت بربندد .
گاهى رخ مىدهد كه بيمار در حال مرگ به حالتى شبيه آنچه كه براى پايين آمدن نوبت تب ذكر كرديم درمىآيد ، درحالىكه بيمار رودرروى مرگ قرار گرفته است . تو نبايد اين حالت را براى شناسايى حالت شروع پايين آمدن تب نمونه قرار دهى ! بايد فكرت همگى متوجه نبض بيمار باشد ، آيا چه وقت نبض درشت مىزند ؟ كى نبض نيرومند است ؟ حالت طبيعى دارد ؟ يا غير طبيعى است ؟ و خلاصه اينكه قياس خود را بر نبض پايهگذارى كن ! و اگر مىخواهى مثالى بياورم ، بگذار مثال ما تب نوبه باشد . در اكثر حالت تب نوبه - كه شروع مىشود - لرزشى در اندام بيمار حس مىشود . بعد از حالت چندش و لرزش ، لرز همراه سرما رخ مىدهد . بعد از آن لرزش كم مىشود و سرما كاهش مىيابد و بدن بيمار شروع به گرم شدن مىكند . گرما بهطور مساوى سراسر بدن را فرامىگيرد و شروع به افزايش مىكند و سپس از افزودن بازمىماند و متوقف مىشود . بعد از آن كمكم گرماى بدن كاهش مىيابد تا حالت تب به كلى دستبردار مىشود .
اين را نيز بدان ! كه به درازا كشيدن مدت بيمارى تب احتمالا سببهايى دارد كه از اين قرارند :
1 - شايد مادهء بيمارىزا در اندازه بسيار است .
2 - يا مادهء سبب بيمارى پرمايه و غليظ است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٤