كمتر اتفاق افتد كه ورم فلغمونى ورم ساده باشد . اكثرا يا سرخرنگ ، يا سخت و يا هيجانى است . پيدا شدن ورم فلغمونى سببهاى متعدد دارد .
اوّل سببهاى مقدم بر پيدايش ورم كه آن هم چند حالت دارد :
1 - قبل از پيدايش ورم پرشدگى رگها از خون بوده است .
2 - خلط سبب ورم قبل از تبديل شدن به ورم بدجنس شده است و اندامى كه ورم زده است ناتوان بوده .
3 - تنها ناتوانى اندام موجب ايجاد ورم فلغمونى شده بدون اينكه خلط بدجنس شده يا پرشدگى در اندرون روى داده باشد .
دوم سببهاى نوآمده و بىسابقه كه آن هم چندين احتمال دارد :
1 - از هم پاشيدگى در اندام
2 - بريدگى در اندام
3 - شكستگى در اندام
4 - بركندگى در اندام
5 - ايجاد قرحههاى زياد در اندام كه از اثر درد قرحهها و از اثر ناتوانى اندام ، مادهء به وجودآورندهء ورم فلغمونى به اندام راه يافته و در گدارهايى كه بسيار ناتوانترند حبس شده ، چنان كه مشاهده مىگردد كه با قرحهها و با بيمارىگرى آزاردهنده ، ورمهايى در جاهاى خالى اندام پيدا مىشوند .
افزايش ورم از بزرگ شدن حجم ورم و از كشيده شدن و انتشار يافتن آن مشخص مىشود و هرگاه ورم از افزايش حجم ايستاد و ديگر كشيده نشد ، مىدانى كه ورم به پايانهاى خود نزديك شده است . در اين حالت ريم ورم برهم جمع آيد و همينكه ورم در لمس كردن نرم شد و حجمش كمتر شد ، نشان از پايين آمدن ورم است و خبر از پايان كار مىدهد .
اگر مادهء به وجودآورندهء ورم بدجنس و پليد باشد ، نشانش آن است كه ورم نشانى از پايين آمدن ندارد و ريم مادهء ورمزا جمع نمىشود ؛ كه در اين حالت اندام ورمزده در نتيجه از زندگى ساقط مىشود و متعفن مىگردد .
موجب تشكيل اين نوع از ورمهاى گرم ميراننده و متعفنكنندهء اندام ، يكى از دو مورد زير است :
1 - مادهء ورمزا در اندازه بسيار بوده و ورم ناشى از آن حجمش بزرگ است .
2 - مادهء به وجود آورندهء چنين ورمى - كه اندام را فاسد و متعفن مىكند - كم امّا بسيار بدجنس و پليد است .
تو مىدانى ! كه اگر تپش فروكش كرد و التهاب آرام گرفت ، نشان از پراكنده شدن و سست شدن مادهء ورم و بلكه خود ورم دارد . همچنانكه مىدانى ! اگر تپش ناشى از ورم در افزايش بود و حرارت بيشتر شد و تپش و حرارت ثابت و پابرجا بودند ، نشانهاى از جمع شدن مادهء به وجودآورندهء ورم هستند . و نيز مىدانى ! اگر پخته شدن ورم با دشوارى روبرو شد و رنگ ورم
قانون ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٢٨