روزهايى كه اصلا بحرانى نيستند
منظور از روزهاى ناسزاوار براى بحران روزهايى است كه نه بحران خوب و كامل و نه بحران ناقص در آنها رخ نمىدهد . اين روزها عبارتند از : روزهاى اوّل ، دوم ، دهم ، دوازدهم ، شانزدهم و روز نوزدهم بيمارى ، روز پانزدهم نيز از اين روزها است .
شگفت اينجا است كه هريك از اين روزهاى ممنوع البحران تنها يك روز با روز بحران صحيح و سزاوار فاصله دارند و اكثرا يك روز قبل از روز بحران واقع شدهاند .
روزهاى آژير بحران
منظور از روزهاى آژير بحران روزهايى است كه نشانيهاى يكى از حالات زير در آن پيدا باشند :
1 - نشانهايى تغيير يافتن مادهء به وجود آورندهء بيمارى
2 - نشانيهاى پيروزى يافتن نيروى بيمار بر بيمارى و يا برعكس ، يعنى پيروزى يافتن بيمارى بر نيروى بيمار .
3 - نشانيهاى شروع مقدمات جنگ و درگيرى ميان طبيعت و سبب بيمارى و نه نشانيهاى جنگ شديد ، فقط نشانيهاى درگيرى و به هيجان آمدن حالت بيمارى .
4 - منظور از نشانيهاى اوّلى كه گفتيم حالت تغيير يافتن مادهء بيمارىزا را دستنشان مىكنند ، اين است كه نشان از پخته شدن و رسايى ماده باشد و يا اينكه نشان از پختگى نبوده و از نشانيها برآيد كه مادهء خلط بيمارىزا هنوز خام است .
5 - اگر ابرمانندى سرخرنگ يا متمايل به سپيد در ادرار بيمار ديده شد ، نشان پختگى ماده است .
6 - اگر ماده ناپخته و خام باشد نشانيهايش را مىدانى و شناسائى شدهاند .
7 - دومى عبارت از نشان پيروزى يكى از دو طرف دعواست - كه طرفى نيروى بدنى بيمار و طرف ديگر حالت بيمارى است - اگر اشتهاى خوراك خوب و بيمار سبك حركت باشد ، نشان از پيروزى آيندهء بيمار است . و اگر بيمار از اشتهاى غذا بازمانده يا احساس سنگينى تن مىكند ، نشان از غلبهء بيمارى است .
8 - سومى كه گفتيم نشانيهاى شروع جنگ مقدماتى ميان طبيعت و سبب بيمارى است ، عبارتند از : سردرد ، افسردگى ، تنگنفسى ، لرزيدن ، عرق كردن اندامان جزئى و نه عرق در كليهء بدن ، تخليهء ناقص و ناتمام .
اين نشانيهاى مقدماتى را مشاهده كردى ، بدان ! كه بحران در روز مناسب بحرانى - كه مستقيما بعد از بروز نشانيها مىآيد - رخ مىدهد .
اگر نشانيهاى بحران در روز چهارم بيمارى پيدا شدند و اين نشانيها بد بودند ، بحران بيمارى در ششم روز سر برآورد . امّا اگر نشانيها خوب و پسنديده باشند بحران در روز هفتم مىآيد . بويژه اگر نشانيها پسنديده نبودند بسيار ممكن است - و اكثرا چنين است - كه بحران