گفتار دوم از بخش دوم وقت بحران ، روزهاى بحران و نوبتهاى بحران
فصل اوّل شروع بيمارى و برآورد روز بحران
- چگونه بايد حساب كرد كه روز بحران احتمالى كى مىآيد ؟
- در اينجا نظرهاى مختلفى هست ؛ برخى گويند در چه روزى انسان احساس كرد كه دارد بيمار مىشود و حالتش طبيعى نيست بايد آن روز را مبدأ قرار داد و بر اين حساب رسيدن روز بحران را انتظار داشت .
به عقيدهء بعضى ديگر بايد دانست كه در كدام روز انسان از اثر بيمارى در بستر افتاد و زيان از بيمارى ديد آن روز را مبدأ قرار دهند و حساب بحران را برآورد كنند .
اين كنجكاويها ممكن است در تبهايى كه ناگهان نمىآيند و پيشدرآمدهايى دارند تا اندازهاى مفيد باشد ؛ اما اگر تب يكناگاه و بىمقدمه آمد چه ؟ روز مبدأ بيمارى آشكار است و محاسبه نمىخواهد ؛ مثلا انسانى هيچش نيست و خود را صحيح و سالم مىبيند ، مىخوابد ، به حمام مىرود يا خسته مىشود و ناگهان تب مىگيرد . اين نوع از تب بررسى و كنجكاوى نمىخواهد كه كى شروع كرده است و دقيقه و ساعتش چيست ؟ امّا اگر قبل از به تب مبتلا شدن ، انسان نوعى احساس شكستگى مىكند ، سرش به درد آمده است يا حالاتى از اين قبيل پيدا شده است و بعد از آن حالت تب روى مىآورد ، مسالهء تحديد روز بحران در اين باره شايد مورد اختلاف باشد .
آيا سر وقت و اوّل شروع حالت تب را حساب كنيم كه آشكار مىشود بيمار از مزاج طبيعى خارج شده است ؟
يا همان ابتداى شروع سردرد و احساس ناراحتى جسمى بدون تب ملاك است ؟ - كه به عقيدهء من اين شروع سردرد و احساس ناراحتى بدون حرارت تب معتبر نيست . و حتى در بستر افتادن و خوابيدن نيز شرط نيست ؛ ممكن است كسى تب بگيرد اما نخواهد در بستر بخوابد .
اگر زن بچه آورد و بعد از بچه آوردن به تب مبتلا شد ، بايد از روز تب آمدن حساب كرد نه از