شود .
اگر در اثناى مسير بيمارى تب در معاينهء وقت به وقت و در كليهء مراحل بيمارى نشانيهاى پيشدرآمد مرگ بيمار را - كه ذكر كردهايم - نديدى ، نترس و نگران بيمار مباش ! امّا اگر از اين نشانها چيزى مشاهده كردى حدس بزن كه بيمار ممكن است بميرد و ممكن است نميرد . امّا اگر نشانى پيشدرآمد مرگ را همراه روىآورهاى بد و ناپسند ذكر شده ديدى بدان ! كه مرگ بيمار حتمى است .
اگر نوبت تب شديد جانستان در روز فرد باشد اكثرا مرگ بيمار در روز هفتم است . و اگر نوبت تب در روزهاى زوج باشد اكثرا روز ششم روز مرگ بيمار است . بويژه اگر بيمارى به سرعت حركت كند اين حساب راست درمىآيد .
مرگ بدون بحران
1 - ممكن است بيمار بسيار ناتوان شود ، و ياراى مقاومت بيمارى را از دست بدهد و اين مهلت را نيابد كه بيمارى به بحران درآيد و سپس بميرد .
2 - شايد نشانيهاى پخته شدن ماده به تأخير افتد و در اين مدت تا ماده پختگى مىيابد بيمار جان سپارد .
3 - شايد بيمارى بسيار شديد و نيرومند است و به كندى حركت مىكند و آثارى از پايانش نيست و بيمار در اين اثنا مىميرد .
اگر هر سه حالت نامبرده باهم جمع شوند ، گواهى بر مرگ بيمار بسيار معتبرتر خواهد بود .
تازه از بيمارى برخواستگان
حالت و چگونگى كسانى كه تازه از بيمارى شفا يافتهاند در قياس با كسانى كه بيمار نشدهاند بسيار فرق دارد . در تازه شفايافتگان در صورتى كه شرايط براى برگشتن بيمارى مساعد باشد ، ممكن است بيمارى هر آن برگردد - كه سابقا اين شرايط را در بحث از برگشتن بيمارى شرح داديم .
ممكن است در حالات مراعات خود كردن نيرويى را كه در بيمارى از دست دادهاند از سر گيرند و اگر مراعات خود نكنند ممكن است تاب و توان را از دست بدهند - كه حالت مراعات و چگونگى مراعات را نيز ذكر كردهايم .
ممكن است از غذا و تناوليها بدنشان نفعى نبيند و از اثر خوراك نيروى از دست رفته را باز نيابند .
ممكن است بدنشان كاملا از خلط تخليه نشده باشد بقايايى از مادهء بيمارىزا در بدن مانده باشد و اين بقايا به صورت خراج بر رويهء بدن نوشفايافته ظاهر شود .
امكان دارد همهء مادهء بيمارى بعد از بحرانى كه به نفع بيمار تمام شده است ، از بدن تخليه نشده باشد و قسمتى از آن به داخل بعضى از اندامان تن خزيده باشد و اندام را به تباهى