حال بيمار شد .
8 - در مسير بيمارى ثابت ماندن هوش و عقل و تنفس مرتب و طبيعى بيمار از نشانيهاى خوب هستند هرچند ساير نشانيها بد باشند .
9 - اگر بيمار به حالاتى از پريشانى ناشى از بيمارى و روىآورهاى بسيار سخت برخورد و صبر و تحمل را از دست نداد ، بدان كه نتيجهء بيمارى به نفع بيمار است .
10 - اگر بيمار بعد از خواب احساس سبكى كرد ، نشانى خوبى حالت بيمار است .
11 - اشتهاى غذاى در حد ميانگين و طبيعى ، پذيرفتن غذا به خوبى ، نفع ديدن از غذا خوردن و نشاط يافتن و بالاخره گرسنه شدن و غذا خواستن بيمار دليل بر خوبى حالت بيمار است و جاى نگرانى نيست .
12 - نفس كشيدن به آسانى و طبيعى .
13 - سيما و هيأت به حال طبيعى .
14 - دراز كشيدن بر بستر و خوابيدن كاملا طبيعى .
15 - حرارت بدن در طول بدن بهطور مساوى ، همگى از خوبى حالت بيمار خبر مىدهند .
16 - اين را نيز بدان ! كه اگر نشانيهاى بيمارى خوب و پسنديدهاند و بيمار داراى نيروى درست و بىخلل است ، بيمارى به زودى بر طرف خواهد شد و بيمار شفا مىيابد و اگر نشانيها خوبند امّا نيروى بيمار كاهش يافته است ، بهبودى بيمار كندتر صورت مىپذيرد .
نشانيهاى بد
بدان ! كه اگر نشانيهاى روى آورده در بيمارى در منتهاى بدى بودند ، بيمار را به سوى مرگ مىرانند . در اين حالت اگر بيمار نيرومند باشد و نيروى جسمانيش كاسته نشده است ممكن است مرگش به طول انجامد و زود نميرد ، اما اگر بيمار نيروى خود را از دست داده باشد مرگش زودرس است .
بسيار رخ مىدهد كه نشانيها گزارش از مرگ بيمار دارند و روزهاى بد در انتظار بيمار هستند ، يك ناگاه حالت بحرانى خوب روى مىآورد و مادهء بيمارىزا به اندامى از اندامان تن منتقل مىشود و بيمار از مرگ رهائى مىيابد .
اگر نشانيهاى خوب در مرحلهء سوم بيمارى يعنى در اوج شدت بيمارى روى آوردند ، بر آنها اعتماد كن و بدان كه حالت بيمار خوب است و شفا مىيابد . امّا اگر نشانيها قبل از مرحلهء اوجگيرى شدت بيمارى پيدا شدند ، بيم آن داشته باش كه به زيان بيمار تمام شود . ولى اين بيم و نگرانى را وقتى داشته باش كه بيمار از نيرو افتاده است ؛ زيرا تا بيمار داراى نيروى كافى است و طبيعت توان مقاومت دارد ، حالت نگرانكننده نيست . تنها از تاب و توان افتادن بيمار است كه جاى نگرانى است .
اگر تشخيص دادى كه منشأ بيمارى سخت از يك اندام شناخته شده است ، حالت را از آن اندام جستجو كن ! مثلا اگر بيمار ذات الجنب دارد ، بايد به معاينهء سينهء او بپردازى ، كه در هر