بسيار اتفاق مىافتد كه طبيب پيشبينى مىكند كه خراج بحرانى در راه است و نشانيها كاملا بر اين توقع صحه مىگذارند ، امّا بيمار بول زياد و سپيدرنگ و غليظ مىريزد و مادهء خراج دفع مىشود و خراجى رخ نمىدهد .
اگر بيمار به تب مبتلا است و نوبت تب با لرزش و تكان بدون اراده همراه است و نوبت تب با عرق كردن بيمار دستبردار مىشود ، كمتر بحرانش خراج به دنبال دارد . مثلا تب يك روز در ميان يا تب يك اندر چهار باشد كه با لرزش و تكان بيمار آغاز مىشود ؛ مگر اينكه مادهء خلط بيمارىزا در اندازه بسيار بيشتر از متوقع باشد .
خلاصهء آنچه كه گفته شد :
اين حالت لرزش و تكان پيشدرآمد نوبت تب - كه در هر نوبتى رخ مىدهد - هر باره بخش زيادى از مادهء بيمارى را از بين مىبرد . كمتر رخ مىدهد كه تا بحران ، مادهء چندانى باقى بماند كه از بقايايش خراج توليد شود . اين در حالى است كه تنها لرزش و تكان پيشدرآمد نوبت تب باشد ، تا چه رسد به اينكه هم لرز و تكان شروع تب باشد و هم بيمار در حالت تب عرق كند ، كه هم لرزه و تكان و هم عرق هر دو سبب كاهش مادهء بهوجود آورندهء بيمارى مىشوند .
اگر بيمار در بحران بيمارى ادرارش غليظ پرمايه باشد ، كمتر اتفاق افتد كه خراج سر بر آورد و اگر هم باشد كم است .
در حالت بيماريهاى كهنهشده و ديرپا خراج بحرانى اكثرا در اندامان پايين بدن پديد مىآيد و اگر بيمارى در نهايت درجات شدت باشد ، خراج در اندامان بالايى پيدا مىشود . و بالاخره اگرنه بسيار شديد است و نه بسيار سبك و در حد متوسط است خراج در دو طرف بدن سر بر مىآورد .
از اثر بحران بيمارى مرگ دروغين ( خواب بدون اراده ) خراج در بيخ گوش ظاهر مىشود .
برآمدن خراج از رويهء بدن - كه از اثر بحران باشد - اكثرا دليل بر وقوع بحران كامل است .
در بيمارى ذات الريه كه به حالت بحران درآيد و خراج به دنبال داشته باشد ، خراج مفاصل را در بر مىگيرد .
شرح احوال خراج بحرانى
اگر از اثر بحران خراج سر بر آورد ولى دهان باز نكرد و ناپديد شد ، يكى از پيامدهاى احتمالى زير را دارد :
1 - باز سر بر مىآورد و بزرگتر از سابق مىشود .
2 - خود بيمارى برمىگردد .
3 - مادهء سبب خراج رو به سوى مفاصل نهاده و مفاصل را در بر مىگيرد .
4 - اندامى دردمند يا ناتوان و يا بسيار خسته را به بلا مبتلا مىكند .
كمآزارترين و پسنديدهترين خراج بحرانى آن است كه بعد از پخته شدن مادهء بيمارىزا