مخلوط شده است .
منظور از ورمهاى درونى كه تب ورمى را سبب مىشوند : ورم مغز ، ورم حجابهاى مغز ، ورم در طبلهء گوش و احيانا ورم در گلو ، ورم در قسمت حجاب نزديك سينه ، ورم در كبد ، ورم در كليه ، ورم در مثانه ، ورم در زهدان ، ورم در رودهها و ساير اندامان شبيه اينها است .
درجات تب ناشى از ورمها - برحسب جاى ورم - شدت مىيابد يا سبك رخ مىدهد . اگر جاى ورم نزديك به قلب باشد ، درجهء تب و حالت تب شديد است و اگر از قلب دور باشد حالت تب شديد نيست و سبك است .
اگر ورم در اندامان گوشتين باشد تب شديد است و اگر در اندامان غشائى و امثال آن باشد حالت درجهء تب اين شدت را ندارد و سبكتر است .
اگر ورم در همسايگى رگهاى شريانى باشد تب حاصل از آن شديدتر از حالتى است كه ورم در جوار وريدها باشد .
اين نوع از تبهاى ورمى برحسب مادهء ورم تبآور ، نوبتهايى دارند ، هرگاه مادهء خلط بيمارىزا به ورم ريخت ، نوبت تب مىآيد . يا هرگاه ماده در خود ورم توليد شد و به حركت درآمد ، در اندازهاى كه حرارت و سبب درد و آزار به سوى ورم جذب مىشود ، نوبت تب نيز به همان نسبت پديد مىآيد . بهطور كلى هر نوع خلطى كه مايهء ورم شده است ، نوبتهاى تبش با چگونگى حالات آن خلط تنظيم مىشود .
اين را نيز بدان ! گاهى رخ مىدهد كه ورم ذات الجنب و غيره خوب مىشود اما حرارت ناشى از ورم هنوز باقى است ؛ كه در اين حالت معلوم مىشود مادهء ورم كاملا پاكسازى نشده و هنوز بقايايى از آن مانده است .
تبهاى ناشى از ورم درونى اگر بسيار بمانند و مداوا نشوند به بيمارى دق سر مىكشند ؛ بويژه اگر ورم در كبد باشد بيمارى دق بسيار محتمل است ، اما اگر ورم در حجاب باشد و معالجه نشود و ريشه دواند ، بيمار را مهلت نمىدهد كه به دق برسد و قبل از رسيدن به حالت دق ، مرگ دق الباب مىكند !
حالات و نشانيها
تبهاى ناشى از ورمهاى درونى ، از حيث نشانى و روىآورها سه بخشند :
1 - نشانى و روآورهايى كه اندام دردمند را دستنشان مىكنند .
2 - نشانى و روآورهايى كه گزارش از نوع ماده خلط به وجودآورندهء بيمارى دارند .
3 - نشانى و روىآورهايى كه بر چگونگى حالت بيمار گواهند .
نشانيها و روىآورهاى بخش اول ، كه اندام دردمند ورمكرده را معرفى مىكنند از قرار زيرند :
1 - وجود درد و آزار در اطراف سينه كه به درد خليدن سوزن مىماند .
2 - نبض بيمار ارهاى مىشود .