2 - اندامهاى پايين بدنش را سفت باندپيچى كنند تا حدى كه به درد آيد ، اما درد آنقدر نباشد كه تاقت نياورد . اين باندپيچى وقتى صورت گيرد كه مانعى در راه نباشد .
3 - اگر تبدار خوابآلوده شكم قبض دارد ، شيافى را بردارد كه نرمشبخش باشد و بيمار را آزار ندهد .
4 - وقتى كه از تب آسوده است ، يا در فاصلهء نوبت اول و نوبت بعدى تب ، حجامت بر ميان دو شانه و پشت گردنش بگذارند .
فصل نوزدهم سرسنگينى
اگر تبدار در اثناى حالات بيمارى احساس سنگينى زياد در سر مىكند و مىخواهى اين سرگرانى بر طرف شود ، نبايد به هيچ وجه شير بر سرش بپاشى ، نبايد سرش را با روغن چرب كنى ، نبايد هيچ داروى پاشيدنيى به كار ببرى و بالاخره نبايد داروى بوكردنى و به بينى كشيدنى را تجويز كنى . تنها علاج ، سر بر بخار دارو گرفتن است ؛ مثلا آبپز بابونه و بنفشه را كه سپوس در آنها پخته است و يا امثال اينها را بخور قرار دهد و سر بر آنها گيرد .
فصل بيستم بىخوابى تبداران و غير تبداران
كسانى هستند كه هرچه مىخواهند بخوابند خواب به سراغشان نمىآيد ، يا اندكى مىخوابند و از خواب مىپرند و ديگر نمىتوانند بخوابند . اگر خوابيدن شبانهروزى كمتر از حد طبيعى باشد خوب نيست و به زيان انسان است . براى علاج بىخوابى داروها و علاجهايى هستند كه از قرار زيرند :
1 - روغن خشخاش به بينى كشند و بو كنند .
2 - روغن بزر كاهو ، روغن نيلوفر و روغن كدو را تنها يا باهم به بينى كشند و بو كنند .
3 - چيزى از داروهاى مخدر شناخته شده را بر گيجگاه بچسبانند .
4 - سر بر بخار داروى آبكى - كه رطوبتبخش باشد - بگذارند و بو كنند .
5 - نيلوفر ، شكوفهء مهر گياه و ريحان را آبپاشى كنند و بيمار بىخوابى كمى از دور بوى آنها را بر كشد .
6 - داروهاى پاشيدنى رطوبتبخش - كه همه را مىدانى - در علاج بىخوابى خوبند .
7 - اگر ديدى كه مانعى در راه نيست ، شربت خشخاش بخورد و يا انگشتپيچ ساخته از خشخاش را بليسد .
8 - چراغهاى زياد در نزديكى بيمار بىخوابى بگذارند و روشن كنند .