5 - همراه مدفوع مادهء مرارى مىآيد .
6 - از گرسنگى زجر مىكشد و درد قولنج زياد است .
7 - از سردمزاجهاى معتدل مىآسايد .
8 - اگر ماده چسبيده و آب كشيده نباشد ، مادهء مرارى را به بيرون پرت مىكند .
9 - برانگيختگى و هيجان متناوب رخ دهد نه هميشگى .
10 - ممكن است تب همراه داشته باشد ، امّا نه به آن شدت كه در تب ورمى رخ مىدهد و نه به شدت روىآورهاى تب ورمى و حتى شايد تب همراه نداشته باشد .
11 - ممكن است بيمار احساس نوعى درد در زهار مانند درد خليدن نك كارد كند .
12 - همراه اين حالت از قولنج باد شكم وجود ندارد .
اگر قولنج از اثر ناتوانى نيروى دفعكننده در روده باشد ، نشانيهايش چنين است :
1 - قبل از شروع درد قولنج شكم بيمار نرم و روان بوده .
2 - بيمار زياد به قضاى حاجت مىرود و هر باره كمى مدفوع بيرون مىدهد .
3 - سببهاى پيش درآمد اين قولنج ، سرما يا گرماى مداوم يا از اثر داروى تناولى كه نيرو را خسته گرداند ، مىباشند .
4 - اكثرا در چنين حالتى از قولنج شكم بيمار نرم است يا در روانى و قبوضيت ميانگين است و اندازهء مدفوع و چگونگى مدفوع روبراه و طبيعى است ؛ ليكن از آنجا كه نيروى دفعكنندهء روده ناتوان شده است ، در بيرون دادن مدفوع نياز به ابزار مدفوع بيرونآور يا داروى برداشتنى ( شياف ) دارد .
5 - ممكن است اين حالت ناتوان نيروى دفعكننده در روده از اثر ناسور باشد .
اگر قولنج از اثر ناتوانى حس روده باشد ، نشانيش چنين است :
1 - خوراك بيمار بيشتر چيزهايى بوده كه اگر مدفوع شوند و به سوى خارج - از پايين آيند گزش ايجاد مىكنند و از آنجا كه روده احساس را از دست داده است ، بيمار به قضاى حاجت نمىرود .
اين نوع خوراكها مانند : تره ، پياز ، پنير و شنبليله است .
2 - اگر شياف برداشتنى تندمايه هم باشد بيمار احساس تندى نمىكند و ككش هم نمىگزد .
3 - اگر در حالى شياف برداشت كه شكم از خوراكيهاى بادزا باد كرده باشد ، خوراك در شكم حبس مىشود .
4 - درد چندانى ندارد كه به حساب آيد .
5 - ممكن است اين حس از دست دادن روده باز از اثر ناسور باشد .
اما اگر سبب به وجود آمدن قولنج كرم شكم است ، نشانى آن همان كرمها هستند كه قبل از درد قولنج از شكم بيمار بيرون آمده و با مدفوع ديده شدهاند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٠