متراكم شده باشد و فشار بر زهدان آورد و راه را بر آبى كه بايد در آن جمع شود و خمير مايهء جنين گردد تنگ كرده و از فشارى كه وارد مىآورد آب جمع شده را بيرون مىريزد .
17 - شايد بدن زن بسيار لاغر و ناتوان است و يا زهدان لاغر و ناتوان است و ياراى كار كردن ندارد .
18 - ممكن است آسيبى بر زهدان وارد آمده باشد ؛ مثلا : ورم ، قرحه ، بواسير و يا زائدههاى گوشتى كه از ورود تخم به زهدان جلوگيرى كنند .
19 - احتمال دارد چيزى سخت به سختى و حجم ذكر در دهانهء زهدان گير كرده و راه بر ذكر بسته باشد و حتى نگذارد آب پشت مرد نيز به داخل راه يابد .
20 - شايد قرحههايى در دهانهء زهدان سر به هم آورده و آن را مسدود كرده و دهانهء رگهاى حيض بر را نيز سد كردهاند .
21 - ممكن است دهانهء زهدان به حالتى از زبرى گرفتار است كه نمىتواند كار را براساس طبيعى انجام دهد .
اگر سبب نازائى از اندامان جنين سازى است ، بايد اين اندامان را يكبهيك بررسى كرد . مثلا خلل وارد بر آوندهاى آب پشت - كه سبب نازائى مىشوند - چندين احتمال دارد :
1 - آوندهاى آب پشت ناتوان شوند و ياراى اداى وظيفه را از دست بدهند .
2 - عارضهاى آوندهاى منى را از كار انداخته است . مثلا :
الف - هرگاه وريدهاى پشت دو گوش را ببرند ، آوندهاى آب پشت نيروى توليدى خود را از دست مىدهند .
ب - كسى كه در علاج سنگ مثانه ، مثانهاش را عمل كرده و بريدهاند ، آوندهاى آب پشتش زيان مىبينند .
ج - اگر پىرگى از پىرگهاى وابسته به آوندهاى آب پشت گسسته شود ، آوندهاى منى ناتوان مىشوند و در توليد آب پشت و در تزريق آب به زهدان نابسامانى رخ مىدهد .
د - اگر كسى بيضههايش كوبيده شوند و اخته گردد ، معلوم است كه شيرازهء كارش از هم پاشيده است .
ه - كسى كه شوكران را بر خايه ضماد كرده باشد يا كافور به حدّ زياد بخورد ، آوندهاى منىاش از كار مىافتند .
احتمال ديگر به ترتيب زير هستند :
1 - شايد گناه به گردن ذكر باشد ؛ مثلا ذكر در اندازه كوتاهتر از آن باشد كه بتواند آب را به مقصد برساند .
2 - ممكن است به سبب چاقى و پرگوشتى زياد از اندازه ، مرد در اين كار خير راه خطا را بپيمايد .
گوشت بىبركت اكثر حجم ذكر را يا دستكم قسمتى از آن را دربرگرفته است و ذكر از زهدان دور افتاده و به جاى طبيعى خود نمىرسد . اما بايد بدانى كه ممكن است چاق بودن خانم هم در اين كامياب نشدن ذكر سبب شود .
3 - ممكن است وتره ( رگ پوست ذكر ) كوتاه باشد ؛ كه ذكر درست در برابر گلوى زهدان
قانون ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٩٩